بخش

رباعیات عبید زاکانی

این بخش از «دیوان اشعار» عبید زاکانی است و ۵۱ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۵۱).

مورد منتشرشده
۵۱
صفحه
۴

ترتیب: صعودی · نزولی

اشعار (۵۱ مورد · نمایش ۱ تا ۱۶)

  1. ۱رباعی شمارهٔ ۱هرکس که سر زلف تو آورد بدستاز غالیه فارغ شد و از مشگ برستخواندن رباعی ‹
  2. ۲رباعی شمارهٔ ۲تا مهر توام در دل شوریده نشستوافتاد مرا چشم بدان نرگس مستخواندن رباعی ‹
  3. ۳رباعی شمارهٔ ۳ای مقصد خورشید پرستان رویتمحراب جهانیان خم ابرویتخواندن رباعی ‹
  4. ۴رباعی شمارهٔ ۴گفتم عقلم گفت که حیران منستگفتم جانم گفت که قربان منستخواندن رباعی ‹
  5. ۵رباعی شمارهٔ ۵دوران بقا بی‌می و ساقی حشو استبی زمزمهٔ نای عراقی حشو استخواندن رباعی ‹
  6. ۶رباعی شمارهٔ ۶دنیا نه مقام ماست نه جای نشستفرزانه در او خراب اولی‌تر و مستخواندن رباعی ‹
  7. ۷رباعی شمارهٔ ۷امشب من و چنگیی و معشوقهٔ چستبودیم به عیش و عهد کردیم درستخواندن رباعی ‹
  8. ۸رباعی شمارهٔ ۸میکوش که تا ز اهل نظر خوانندتوز عالم راز بی‌خبر خوانندتخواندن رباعی ‹
  9. ۹رباعی شمارهٔ ۹هرچند که درد دل هر خسته بسیستوز دست فلک رشتهٔ بگسسته بسیستخواندن رباعی ‹
  10. ۱۰رباعی شمارهٔ ۱۰گل کز رخ او خجل فرو می‌ماندچیزیش بدان غالیه‌بو می‌ماندخواندن رباعی ‹
  11. ۱۱رباعی شمارهٔ ۱۱این شمع که شب در انجمن می‌خنددماند بگلی که در چمن می‌خنددخواندن رباعی ‹
  12. ۱۲رباعی شمارهٔ ۱۲هر چند بهشت صد کرامت داردمرغ و می و حور سرو قامت داردخواندن رباعی ‹
  13. ۱۳رباعی شمارهٔ ۱۳تا یار برفت صبر از من برمیدوز هر مژه‌ام هزار خونابه چکیدخواندن رباعی ‹
  14. ۱۴رباعی شمارهٔ ۱۴ای شعله‌ای از پرتو رویت خورشیدرویم ز غمت زرد شد و موی سفیدخواندن رباعی ‹
  15. ۱۵رباعی شمارهٔ ۱۵فکری که بر آن طبع روان می‌گذردشرحش ز معانی و بیان می‌گذردخواندن رباعی ‹
  16. ۱۶رباعی شمارهٔ ۱۶آن زلف که بر گوشهٔ غلطاق نهادصد داغ جفا بر دل عشاق نهادخواندن رباعی ‹