بخش

قصاید عبید زاکانی

این بخش از «دیوان اشعار» عبید زاکانی است و ۴۲ مورد منتشرشده دارد (قصیده ۴۲).

مورد منتشرشده
۴۲
صفحه
۳

اشعار (۴۲ مورد · نمایش ۱ تا ۱۶)

  1. ۱قصیدهٔ شمارهٔ ۱ - در وصف آسمان و افلاکچو دست قدرت خراط حقهٔ مینافشاند بر رخ کافور عنبر ساراخواندن قصیده ‹
  2. ۲قصیدهٔ شمارهٔ ۲ - در مدح شاه شیخ ابواسحاقشه سریر چهارم که شاه انجم اوستنوشته بر رخ منشور دولتش طغراخواندن قصیده ‹
  3. ۳قصیدهٔ شمارهٔ ۳ - در مدح جلال‌الدین شاه شجاع مظفری و فتح اصفهانصباح عید و رخ یار و روزگار شبابخروش چنگ و لب زنده‌رود و جام شرابخواندن قصیده ‹
  4. ۴قصیدهٔ شمارهٔ ۴ - در مدح شاه شیخ جمال‌الدین ابواسحق اینجوخوشوقت عاشقی که دمی یاریار اوستخرم دلی که دلبر او غمگسار اوستخواندن قصیده ‹
  5. ۵قصیدهٔ شمارهٔ ۵ - در مدح سلطان معزالدین اویس جلایریدولت قرین دولت صاحبقران ماستدنیا به کام پادشه کامران ماستخواندن قصیده ‹
  6. ۶قصیدهٔ شمارهٔ ۶ - در مدح جلال‌الدین شاه شجاع مظفریآمد نسیم و نکهت گل در جهان فکندبلبل ز شوق غلغه در بوستان فکندخواندن قصیده ‹
  7. ۷قصیدهٔ شمارهٔ ۷ - در مدح شاه شیخ ابواسحاقچو صبح رایت خورشید آشکار کندز مهر قبلهٔ افلاک زرنگار کندخواندن قصیده ‹
  8. ۸قصیدهٔ شمارهٔ ۸ - در مدح یکی از پادشاهان عصرچو شقهٔ شب عنبر نثار بگشاینددر سراچهٔ نیلی حصار بگشایندخواندن قصیده ‹
  9. ۹قصیدهٔ شمارهٔ ۹ - در مدح جمال‌الدین شاه شیخ ابواسحاق اینجوپیش از آن کین کار بر این سقف مینا کرده‌اندوین مقرنس قبهٔ نه توی مینا کرده‌اندخواندن قصیده ‹
  10. ۱۰قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰ - ایضا در مدح همو گویدسپیده‌دم علم صبح چون روان کردندزمهر بر سر آفاق زرفشان کردندخواندن قصیده ‹
  11. ۱۱قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱ - ایضا در مدح همو گویددمید باد دلاویز و بوی جان آوردنوید کوکبهٔ گل به گلستان آوردخواندن قصیده ‹
  12. ۱۲قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲ - ایضا در مدح شاه شیخ ابواسحاقخدای تا خم این برکشیده ایوان کرددر او نشیمن ناهید تیر و کیوان کردخواندن قصیده ‹
  13. ۱۳قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳ - در ستایش سلطان معزالدین اویس جلایریترکم چو قصد خون دل عاشقان کندز ابرو و غمزه دست به تیر و کمان کندخواندن قصیده ‹
  14. ۱۴قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴ - در مدح شاه شیخ ابواسحاق گویدجهان خوشست و چمن خرمست و بلبل شادببار بادهٔ گلرنگ هرچه بادا بادخواندن قصیده ‹
  15. ۱۵قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵ - ایضا در مدح همو گویدبنوش باده که فصل بهار می‌آیدنوید خرمی از روزگار می‌آیدخواندن قصیده ‹
  16. ۱۶قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶ - ایضا در مدح هموخوش آن نسیم که بوئی ز زلف یار آردبه عاشقی خبر یار غمگسار آردخواندن قصیده ‹