قصاید و قطعاتشمارهٔ ۱۲۸ رودکیشاعررودکیمجموعهقصاید و قطعاتقالبقصیدهوزنمفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریدل تنگ مدار ای مَلَک از کار خداییآرام و طرب را مده از طبع جدایی۱صد بار فتادهست چنین هر ملکی راآخر برسیدند به هر کامروایی۲آن کس که ترا دید و ترا بیند در جنگداند که تو با شیر به شمشیر درآیی۳این کار سمایی بد، نه قوّت انسانکس را نبود قوت به کار سمایی۴آنان که گرفتار شدند از سپه تواز بند به شمشیر تو یابند رهایی۵