بخش
ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه رودکی
این بخش از «مثنویها» رودکی است و ۱۰۵ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۱۰۵).
- مورد منتشرشده
- ۱۰۵
- صفحه
- ۷
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱بخش ۱هرکه نامخت از گذشت روزگارنیز ناموزد ز هیچ آموزگارخواندن شعر ‹
- ۲بخش ۲از خراسان آن خورِ طاووس وشسوی خاور میخرامد شاد و خوشخواندن شعر ‹
- ۳بخش ۳هم چنان سرمه که دخت خوب رویهم به سان گرد بردارد ز رویخواندن شعر ‹
- ۴بخش ۴شب زمستان بود، کپی سرد یافتکرمکی شبتاب ناگاهی بتافتخواندن شعر ‹
- ۵بخش ۵آن گرنج و آن شکر برداشت پاکوندر آن دستار آن زن بست خاکخواندن شعر ‹
- ۶بخش ۶دمنه را گفتا که تا: این بانگ چیست؟با نهیب و سهم این آوای کیست؟خواندن شعر ‹
- ۷بخش ۷گفت: هنگامی یکی شهزاده بودگوهری و پر هنر آزاده بودخواندن شعر ‹
- ۸بخش ۸کشتیی بر آب و کشتیبانش بادرفتن اندر وادیی یکسان نهادخواندن شعر ‹
- ۹بخش ۹بانگ زله کرد خواهد کر گوشوایچ ناساید به گرما از خروشخواندن شعر ‹
- ۱۰بخش ۱۰وز درخت اندر، گواهی خواهد اویتو بدانگاه از درخت اندر بگوی:خواندن شعر ‹
- ۱۱بخش ۱۱همچنان کَبتی که دارد انگبینچون بماند داستان من بر این:خواندن شعر ‹
- ۱۲بخش ۱۲هیچ شادی نیست اندر این جهانبرتر از دیدار روی دوستانخواندن شعر ‹
- ۱۳بخش ۱۳تا جهان بود از سر آدم فرازکس نبود از راز دانش بینیازخواندن شعر ‹
- ۱۴بخش ۱۴گفت با خرگوش خانه خان منخیز خاشاکت ازو بیرون فگنخواندن شعر ‹
- ۱۵بخش ۱۵آن که را دانم که: اویم دشمنستوز روان پاک بدخواه منستخواندن شعر ‹
- ۱۶بخش ۱۶کار چون بسته شود بگشایداوز پس هر غم طرب افزایداخواندن شعر ‹
