بخش
ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب رودکی
این بخش از «مثنویها» رودکی است و ۴۳ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۴۳).
- مورد منتشرشده
- ۴۳
- صفحه
- ۳
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱پاره ۱به اندا نمودند وخشور رابدید آن سراپا همه نور راخواندن شعر ‹
- ۲پاره ۲کفن حله شد کرم بهرامه راکز ابریشم جان کند جامه راخواندن شعر ‹
- ۳پاره ۳به کوه اندرون گفت: کمکان مابیا و بکن، بگسلد جان ماخواندن شعر ‹
- ۴پاره ۴توانی برو کار بستن فریبکه نادان همه راست ببند و ریبخواندن شعر ‹
- ۵پاره ۵گرفت آب کاشه ز سرمای سختچو زرین ورق گشت برگ درختخواندن شعر ‹
- ۶پاره ۶ز قلب آنچنان سوی دشمن بتاختکه از هیبتش شیر نر آب تاختخواندن شعر ‹
- ۷پاره ۷چو گشت آن پریروی بیمار غنجببرید دل زین سرای سپنجخواندن شعر ‹
- ۸پاره ۸سگالندهٔ چرخ مانند غوچتبر برده بر سر چو تاج خروچخواندن شعر ‹
- ۹پاره ۹که بر آب و گل نقش ما یاد کردکه ماهار در بینی باد کردخواندن شعر ‹
- ۱۰پاره ۱۰به دشمن بر، از خشم آواز کردتو گفتی مگر تندر آغاز کردخواندن شعر ‹
- ۱۱پاره ۱۱نفس را به عذرم چو انگیز کردچو آذر فزا آتشم تیز کردخواندن شعر ‹
- ۱۲پاره ۱۲ز هر خاشهای خویشتن پروردکه جز خاش وی را چه اندر خورد؟خواندن شعر ‹
- ۱۳پاره ۱۳نشست وسخن را همی خاش زدز آب دهن کوه را شاش زدخواندن شعر ‹
- ۱۴پاره ۱۴ببادافره جاودان کردمندبه دوزخ بماند روانش نژندخواندن شعر ‹
- ۱۵پاره ۱۵یکی بزم خرم بیاراستندمی و رود و رامشگران خواستندخواندن شعر ‹
- ۱۶پاره ۱۶تن خنگ بید، ارچه باشد سپیدبه تری و نرمی نباشد چو بیدخواندن شعر ‹
