باب سوم در فضیلت قناعت

حکایت شمارهٔ ۱۷ سعدی

شاعر
سعدی

هم چنین در قاعِ بسیط مسافری گم شده بود و قوت و قوَّتش به آخر آمده و دِرَمی چند بر میان داشت، بسیاری بگردید و ره به جایی نبرد، پس به سختی هلاک شد. طایفه‌ای برسیدند و درم‌ها دیدند پیشِ رویش نهاده و بر خاک نبشته:

گر همه زَرِّ جعفرى دارد

مَردِ بى‌توشه برنگیرد گام

در بیابان فقیرِ سوخته را

شلغمِ پخته بِه که نقرهٔ خام

دربارهٔ سعدی

۲٬۰۱۰ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ باب سوم در فضیلت قناعت (۲۸ شعر) قرار دارد.