خوش بود عیش با شکر دهنی
ارغوان روی و یاسمن بدنی
۱روز و شب همسرای و همدکّان
در دکان مرد و در سرای زنی
۲گاه بر هم نهاده دست ادب
همچو سرو ایستاده در چمنی
۳گه چنان تنگ خفته در آغوش
که دو تن را بس است پیرهنی
۴میل در سرمهدان چنان شد سخت
که بن شمع در سر لگنی
۵نیمگز خورده سیمتن تا ناف
وز منی در میان پای منی
۶تخت زرّین خسروان را نیست
آن طراوت که پشت سیمتنی
۷من به بوسی رضا دهم؟ هیهات
نادر است این سخن ز مثل منی
۸زَخمهای در میان هر دو سُرون
به که هفتاد بوسه بر دهنی
۹سخن این است، دیگران را گوی
تا بگویند هر یکی سخنی
۱۰