ای فتنهٔ دلبران یغما
وی طَیرهٔ لعبتان چینی
۱خوبان جهان درخت بیدند
تو سرو روان راستینی
۲بر پشت زمین مقابلت نیست
هرگاه که روی بر زمینی
۳ای بر همه مهربان و مشفق
با ما به چه جرم خشمگینی؟
۴هر گه که چو دوستان مخلص
بر خاک نهی ز لطف بینی
۵هر جور و جفا که بینم آنگاه
نازت بکشم، که نازنینی
۶شک نیست که من تو را شکستم
گر خود همه کوه آهنینی
۷