قصاید و قطعات عربی

شعر ۱۶ - ایضا فی‌الغزل سعدی

شاعر
سعدی
قالب
مثنوی

متی جمع شملی بالحبیب المغاضب

و کیف خلاص القلب من یدسالب

۱

اظن الذی لم یرحم الصب اذبکی

یقایس مسلوب الفؤاد بلاعب

۲

فقدت زمان الوصل والمرء جاهل

بقدر لذیذ العیش قبل المصائب

۳

تجانب خلی والوداد ملازمی

و فارق الفی والخیال مواظبی

۴

ولم اربعدالیوم خلا یلومنی

علی حبکم الا نأیت بجانبی

۵

الیک بتعنیف اللوائم عن فتی

سبته لحاظ الغانیات الکواعب

۶

لقد هلکت نفسی بتدلیة الهوی

و کم قلت فیما قبل یا نفس راقبی

۷

اشبه ما القی بیوم قیامة

و سیل دموعی بانتثار الکواکب

۸

و ان سجع القمری صبحا اهمنی

لفقد احبائی کصرخة ناعب

۹

اری سحبا فی الجو تمطر لؤلؤا

علی‌الروض لکنا علی کحاصب

۱۰

الام رجائی فیه والبعد مانعی

و کیف اصطباری عنه والشوق جاذبی

۱۱

و من ذاالذی یشتاق دونک جنة

دع النار مثوای و انت معاقبی

۱۲

عزیز علی السعدی فرقة صاحب

و طوبی لمن یختار عزلة راهب

۱۳

و هذا کتاب لا رسالة بعده

لقد ضج من شرح المودة کاتبی

۱۴

دربارهٔ سعدی

۲٬۰۱۰ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ قصاید و قطعات عربی (۲۳ شعر) قرار دارد.