این دغل دوستان که میبینی
مگساناند دور شیرینی
۱تا حُطامی که هست مینوشند
همچو زنبور بر تو میجوشند
۲باز وقتی که ده خراب شود
کیسه چون کاسهٔ رباب شود
۳ترک صحبت کنند و دلداری
معرفت خود نبود پنداری
۴بار دیگر که بخت باز آید
کامرانی ز در فراز آید
۵دوغبایی بپز که از چپ و راست
در وی افتند چون مگس در ماست
۶راست خواهی سگان بازارند
کاستخوان از تو دوستر دارند
۷