سعی در تحصیل اسباب جهان بی حاصل است
آنچه نتوان برد با خود، جمع آن بی حاصل است
۱نیل چشم زخم می باید سعادتمند را
شکوه کردن ای هما از استخوان بی حاصل است
۲می نماید هر چه هست آیینه از زیبا و زشت
خودستایی در حضور عارفان بی حاصل است
۳خاک در چشم توقع زن که در ایام ما
دولت بیدار چون خواب گران بی حاصل است
۴دانه از خاک فراموشان نمی آید برون
گریه کردن بر مزار رفتگان بی حاصل است
۵حاصلی جز بار دل نتوان ز سرو و بید یافت
عرض حاجت پیش این بی حاصلان بی حاصل است
۶چشم ریزش داشتن از چرخ مینایی خطاست
پیش ابر خشک وا کردن دهان بی حاصل است
۷نیست ممکن چرخ کجرو راست گردد با کسی
راستی چون تیر جستن از کمان بی حاصل است
۸حق شناسان بی نیازند از دلیل و رهنما
چون شود منزل عیان، سنگ نشان بی حاصل است
۹وقت خط سبز صائب غافل از خوبان مشو
در بهاران تن زدن در آشیان بی حاصل است
۱۰