بخش

غزلیات صائب

این بخش از «دیوان اشعار» صائب است و ۶٬۹۹۵ مورد منتشرشده دارد (غزل ۶٬۹۶۴، مثنوی ۳۱).

مورد منتشرشده
۶٬۹۹۵
صفحه
۴۳۸

ترتیب: صعودی · نزولی

پالایش بر پایهٔ وزن (۲۸ وزن)

اشعار (۶٬۹۹۵ مورد · نمایش ۱ تا ۱۶)

  1. ۱غزل شمارهٔ ۱اگر نه مدِّ بسم‌الله بودی تاجِ عنوان‌هانگشتی تا قیامت نوْ خطِ شیرازه دیوان‌هاخواندن شعر ‹
  2. ۲غزل شمارهٔ ۲آنچنان کز رفتن گل خار می‌ماند به جااز جوانی حسرت بسیار می‌ماند به جاخواندن شعر ‹
  3. ۳غزل شمارهٔ ۳نغمه آرام از من دیوانه می‌سازد جداخواب را از دیده این افسانه می‌سازد جداخواندن شعر ‹
  4. ۴غزل شمارهٔ ۴جان روشندل ز جسم مختصر باشد جدادر صدف از راه غلطانی گهر باشد جداخواندن شعر ‹
  5. ۵غزل شمارهٔ ۵شد به دشواری دل از لعل لب دلبر جدااین کباب تر به خون دل شد از اخگر جداخواندن شعر ‹
  6. ۶غزل شمارهٔ ۶خط نمی‌سازد مرا زان لعل جان‌پرور جداتشنه کی گردد به تیغ موج از کوثر جدا؟خواندن شعر ‹
  7. ۷غزل شمارهٔ ۷با خودی هرگز نگردد دل ز درد و غم جداهر که از خود شد جدا شد از غمِ عالم جداخواندن شعر ‹
  8. ۸غزل شمارهٔ ۸گرچه باشند آن دو زلف مشکبار از هم جدانیستند اما به وقت گیر و دار از هم جداخواندن شعر ‹
  9. ۹غزل شمارهٔ ۹می‌شوند از سردمهری دوستان از هم جدابرگ‌ها را می‌کند باد خزان از هم جداخواندن شعر ‹
  10. ۱۰غزل شمارهٔ ۱۰گرچه جان ما به ظاهر هست از جانان جداموج را نتوان شمرد از بحر بی پایان جداخواندن شعر ‹
  11. ۱۱غزل شمارهٔ ۱۱می‌رسد هر دم مرا از چرخ آزاری جدامی‌خلد در دیدهٔ من هر نفس خاری جداخواندن شعر ‹
  12. ۱۲غزل شمارهٔ ۱۲نیست از زخم زبان پروا دل بی تاب رامانع از گردش نگردد خار و خس گرداب راخواندن شعر ‹
  13. ۱۳غزل شمارهٔ ۱۳چشمِ روشن می‌دهد از کف دلِ بی‌تاب راصفحهٔ آیینه بال و پر شود سیماب راخواندن شعر ‹
  14. ۱۴غزل شمارهٔ ۱۴می‌توان در زلفِ او دیدن دلِ بی‌تاب راپرده‌‌پوشی چون کند شب گوهرِ شب‌تاب راخواندن شعر ‹
  15. ۱۵غزل شمارهٔ ۱۵نم به دل نگذاشت خونم خنجرِ قصاب راجذبهٔ من می‌کِشد از صلبِ آهن آب راخواندن شعر ‹
  16. ۱۶غزل شمارهٔ ۱۶غوطه در دریا دهد آتش‌عنانی آب رارزقِ خاکِ مرده می‌سازد گرانی آب راخواندن شعر ‹