بخش
غزلیات صائب
این بخش از «دیوان اشعار» صائب است و ۶٬۹۹۵ مورد منتشرشده دارد (غزل ۶٬۹۶۴، مثنوی ۳۱).
- مورد منتشرشده
- ۶٬۹۹۵
- صفحه
- ۴۳۸
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۵٬۴۵۷غزل شمارهٔ ۵۴۵۷روزگاری در رگ جان پیچ و تاب افکندهایمتا ز روی شاهد معنی نقاب افکندهایمخواندن شعر ‹
- ۵٬۴۵۸غزل شمارهٔ ۵۴۵۸ما ز روی آتشین او نقاب افکندهایمبار اول ما بر این آتش کباب افکندهایمخواندن شعر ‹
- ۵٬۴۵۹غزل شمارهٔ ۵۴۵۹ما دل خود را ز غفلت در گناه افکنده ایمیوسف خود را ز بی چشمی به چاه افکنده ایمخواندن شعر ‹
- ۵٬۴۶۰غزل شمارهٔ ۵۴۶۰ما به چشم کوته اندیشان چنین آسوده ایمورنه در هر کوچه ای پای طلب فرسوده ایمخواندن شعر ‹
- ۵٬۴۶۱غزل شمارهٔ ۵۴۶۱ما به بوی گل ز قرب گلستان آسودهایماز گزند خار و منع باغبان آسودهایمخواندن شعر ‹
- ۵٬۴۶۲غزل شمارهٔ ۵۴۶۲در دل صد پاره عیش جاودان پوشیده ایمنوبهار خویش در برگ خزان پوشیده ایمخواندن شعر ‹
- ۵٬۴۶۳غزل شمارهٔ ۵۴۶۳ما ز شغل آب و گل آیینه را پرداختیمخانه سازی را به خودسازی مبدل ساختیمخواندن شعر ‹
- ۵٬۴۶۴غزل شمارهٔ ۵۴۶۴ما نفس بر لب به صد رنج و تعب می آوریمپیر می گردیم تا روزی به شب می آوریمخواندن شعر ‹
- ۵٬۴۶۵غزل شمارهٔ ۵۴۶۵از شکست آرزو قند مکرر می خوریمبر لب خود خاک می مالیم و شکر می خوریمخواندن شعر ‹
- ۵٬۴۶۶غزل شمارهٔ ۵۴۶۶ما ز حیرت در حریم وصل هجران می کشیمدلو خود خالی برون از چاه کنعان می کشیمخواندن شعر ‹
- ۵٬۴۶۷غزل شمارهٔ ۵۴۶۷ما به دشنام از لب شیرین دلبر قانعیمبا جواب تلخ ما زان تنگ شکر قانعیمخواندن شعر ‹
- ۵٬۴۶۸غزل شمارهٔ ۵۴۶۸ما ز اهل عالمیم اما ز عالم فارغیماز غم و شادی و نوروز و محرم فارغیمخواندن شعر ‹
- ۵٬۴۶۹غزل شمارهٔ ۵۴۶۹ما چو صبح از راست گفتاری علم در عالمیممحرم آیینه خورشید از پاس دمیمخواندن شعر ‹
- ۵٬۴۷۰غزل شمارهٔ ۵۴۷۰گرد باد دامن صحرای بی سامانیمهیچ کس را دل نمی سوزد به سرگردانیمخواندن شعر ‹
- ۵٬۴۷۱غزل شمارهٔ ۵۴۷۱چند چون اخگر نفس در زیر خاکستر زنیمخیز تا از چرخ نیلی خیمه بالاتر زنیمخواندن شعر ‹
- ۵٬۴۷۲غزل شمارهٔ ۵۴۷۲در وصالیم و ز هجران دست بر سر میزنیمما به جای نعل وارون حلقه بر در میزنیمخواندن شعر ‹
