بخش
غزلیات صائب
این بخش از «دیوان اشعار» صائب است و ۶٬۹۹۵ مورد منتشرشده دارد (غزل ۶٬۹۶۴، مثنوی ۳۱).
- مورد منتشرشده
- ۶٬۹۹۵
- صفحه
- ۴۳۸
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۱٬۹۵۳غزل شمارهٔ ۱۹۵۳جام شراب مرهم دلهای خسته استخورشید مومیایی ماه شکسته استخواندن شعر ‹
- ۱٬۹۵۴غزل شمارهٔ ۱۹۵۴باد بهار مرهم دلهای خسته استگل مومیایی پر و بال شکسته استخواندن شعر ‹
- ۱٬۹۵۵غزل شمارهٔ ۱۹۵۵این خار غم که در دل بلبل نشسته استاز خون گل خمار خود اول شکسته استخواندن شعر ‹
- ۱٬۹۵۶غزل شمارهٔ ۱۹۵۶پیری اگر چه بال و پرم را شکسته استپای جهان نورد خیالم نبسته استخواندن شعر ‹
- ۱٬۹۵۷غزل شمارهٔ ۱۹۵۷عیش دل شکسته به آزار بسته استجوش بهار آبله در خار بسته استخواندن شعر ‹
- ۱٬۹۵۸غزل شمارهٔ ۱۹۵۸از رفتن تو باغ پریشان نشسته استگل در کمین چاک گریبان نشسته استخواندن شعر ‹
- ۱٬۹۵۹غزل شمارهٔ ۱۹۵۹آن کس که تاج را به فریدون گذاشته استسودای عشق در سر مجنون گذاشته استخواندن شعر ‹
- ۱٬۹۶۰غزل شمارهٔ ۱۹۶۰یک دل هزار زخم نمایان نداشته استیک گل زمین هزار خیابان نداشته استخواندن شعر ‹
- ۱٬۹۶۱غزل شمارهٔ ۱۹۶۱عارف به اختیار خود از سر گذشته استاین رشته ناگسسته ز گوهر گذشته استخواندن شعر ‹
- ۱٬۹۶۲غزل شمارهٔ ۱۹۶۲بر گلشن آنچه زان گل خودرو گذشته استبر زخم های تازه کی از بو گذشته است؟خواندن شعر ‹
- ۱٬۹۶۳غزل شمارهٔ ۱۹۶۳بر طفل اشک خون جگر دست یافته استدر آب، رنگ چون به گهر دست یافته است؟خواندن شعر ‹
- ۱٬۹۶۴غزل شمارهٔ ۱۹۶۴این گردباد نیست که بالا گرفته استاز خود رمیده ای است که صحرا گرفته استخواندن شعر ‹
- ۱٬۹۶۵غزل شمارهٔ ۱۹۶۵آتش به مغزم از می احمر گرفته استاین پنبه از فروغ گهر درگرفته استخواندن شعر ‹
- ۱٬۹۶۶غزل شمارهٔ ۱۹۶۶زلفش به هر دو دست عنانم گرفته استابروی او به پشت کمانم گرفته استخواندن شعر ‹
- ۱٬۹۶۷غزل شمارهٔ ۱۹۶۷چشم قدح به جلوه مینای باده استاین شوخ چشم، قمری سرو پیاده استخواندن شعر ‹
- ۱٬۹۶۸غزل شمارهٔ ۱۹۶۸نقش و نگار دشمن دلهای ساده استجوهر به چشم آینه موی زیاده استخواندن شعر ‹
