غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۵۹ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آن کس که تاج را به فریدون گذاشته است

سودای عشق در سر مجنون گذاشته است

۱

بهر خراب کردن روی زمین بس است

چشم تو گردشی که به گردون گذاشته است

۲

شد سالها و آتش ازو می چکد هنوز

دستی که لاله بر دل مجنون گذاشته است

۳

مجنون گذشت و از جگر لاله ها نرفت

داغی که یادگار به هامون گذاشته است

۴

وصف دهان تنگ تو آفاق را گرفت

در نقطه ای که این همه مضمون گذاشته است

۵

دارد ز بخت سبز دل خضر را کباب

خطی که لب بر آن لب میگون گذاشته است

۶

در دل خیال چشم تو در خواب رفته است

آهو سری به دامن مجنون گذاشته است

۷

صائب چو نیک در نگری هست حکمتی

پیر مغان که خم به فلاطون گذاشته است

۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: گذاشته استقافیه: ـون۸ از ۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. استاست
  3. هنوزاست
  4. نرفتاست
  5. گرفتاست
  6. کباباست
  7. استاست
  8. حکمتیاست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.