غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۵۶ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

پیری اگر چه بال و پرم را شکسته است

پای جهان نورد خیالم نبسته است

۱

گر بشنوی زمن دو سه حرفی چه می شود؟

راه سخن به مور، سلیمان نبسته است

۲

در تنگنای خاک کند سیر لامکان

آزاده ای که دام علایق گسسته است

۳

خون می چکد به هر لبی انگشت می زنی

از زیر تیغ چرخ، مسلم که جسته است؟

۴

با سوزن مسیح نمی‌آورم برون

خاری که در ره تو به پایم شکسته است

۵

زلف تو در گرفتن دلهاست بیقرار

هر چند از گرانی دلها شکسته است

۶

از قیل و قال تیره شود وقت اهل حال

از عکس طوطی آینه ام زنگ بسته است

۷

صائب ز سیل حادثه از جا نمی رود

چون کوه هر که پای به دامن شکسته است

۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: استقافیه: ـسته۸ از ۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. شوداست
  3. لامکاناست
  4. زنیاست
  5. بروناست
  6. بیقراراست
  7. حالاست
  8. روداست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.