بخش

غزلیات صائب

این بخش از «دیوان اشعار» صائب است و ۶٬۹۹۵ مورد منتشرشده دارد (غزل ۶٬۹۶۴، مثنوی ۳۱).

مورد منتشرشده
۶٬۹۹۵
صفحه
۴۳۸

ترتیب: صعودی · نزولی

پالایش بر پایهٔ وزن (۲۸ وزن)

اشعار (۶٬۹۹۵ مورد · نمایش ۱٬۱۰۵ تا ۱٬۱۲۰)

  1. ۱٬۱۰۵غزل شمارهٔ ۱۱۰۵جویبار شیشه با دریای خم پیوسته استکشتی می را چرا ساقی به خشکی بسته است؟خواندن شعر ‹
  2. ۱٬۱۰۶غزل شمارهٔ ۱۱۰۶تاک بالا دست من بیعت به طوبی بسته استخوشه ام عقد اخوت با ثریا بسته استخواندن شعر ‹
  3. ۱٬۱۰۷غزل شمارهٔ ۱۱۰۷هر که بست از گفتگو لب جنت دربسته استمی زند جوش بهاران غنچه تا سر بسته استخواندن شعر ‹
  4. ۱٬۱۰۸غزل شمارهٔ ۱۱۰۸یار راه شِکوه‌اَم از چین ابرو بسته استپیش این سیلاب آتش را به یک مو بسته استخواندن شعر ‹
  5. ۱٬۱۰۹غزل شمارهٔ ۱۱۰۹از غبار جسم حایل ها به هم پیوسته استورنه آن جان جهان با ما به هم پیوسته استخواندن شعر ‹
  6. ۱٬۱۱۰غزل شمارهٔ ۱۱۱۰هر که از داغ تو در دل لاله زاری داشته استدر دل آتش مهیا نوبهاری داشته استخواندن شعر ‹
  7. ۱٬۱۱۱غزل شمارهٔ ۱۱۱۱سینه تنگی دو عالم درد و غم می داشته است؟نیم جانی این قدر ظرف ستم می داشته است؟خواندن شعر ‹
  8. ۱٬۱۱۲غزل شمارهٔ ۱۱۱۲دور باش از خط رخ دلدار هم می داشته است؟باغ جنت گرد خود دیوار هم می داشته است؟خواندن شعر ‹
  9. ۱٬۱۱۳غزل شمارهٔ ۱۱۱۳چهره روشن خط شبرنگ هم می داشته است؟تیغ خورشید درخشان زنگ هم می داشته است؟خواندن شعر ‹
  10. ۱٬۱۱۴غزل شمارهٔ ۱۱۱۴هر که از تن پروری در کار کاهل گشته استدفتر ایجاد را چون فرد باطل گشته استخواندن شعر ‹
  11. ۱٬۱۱۵غزل شمارهٔ ۱۱۱۵چشم ما پوشیده از خواب پریشان گشته استاز هجوم سنبل این سرچشمه پنهان گشته استخواندن شعر ‹
  12. ۱٬۱۱۶غزل شمارهٔ ۱۱۱۶عالمی را از عمارت پای در گل رفته استوسعت از دست و دل مردم به منزل رفته استخواندن شعر ‹
  13. ۱٬۱۱۷غزل شمارهٔ ۱۱۱۷نامه از قاصد دل مغرور ما نگرفته استغیرت ما بوی یوسف از صبا نگرفته استخواندن شعر ‹
  14. ۱٬۱۱۸غزل شمارهٔ ۱۱۱۸بی تزلزل نیست هرکس چون علم استاده استعشرت روی زمین از مردم افتاده استخواندن شعر ‹
  15. ۱٬۱۱۹غزل شمارهٔ ۱۱۱۹لعل نسبت با لب یاقوت او بیجاده استصبح با آن چهره خندان در نگشاده استخواندن شعر ‹
  16. ۱٬۱۲۰غزل شمارهٔ ۱۱۲۰در بهاران بزم عیش میکشان آماده استجوش گل هم شاهد و هم مطرب و هم باده استخواندن شعر ‹