غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۱۷ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

نامه از قاصد دل مغرور ما نگرفته است

غیرت ما بوی یوسف از صبا نگرفته است

۱

سرکشی از ترکتاز عشق بر ما تهمت است

گرد ما افتادگان هرگز هوا نگرفته است

۲

با دل روشن زمین و آسمان غمخانه ای است

صورتی دارد جهان تا دل جلا نگرفته است

۳

می رسد آخر به جایی گریه خونین ما

خون ناحق را کسی پا در حنا نگرفته است

۴

روز ما را گر سیه کردند این مه طلعتان

دامن شب را کسی از دست ما نگرفته است

۵

هر چه هر کس یافته است از دامن شب یافته است

دل عبث دامان آن زلف دو تا نگرفته است

۶

آه را در سینه سوزان من آرام نیست

دود از آتش این چنین صائب هوا نگرفته است

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نگرفته استقافیه: ـا۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. استاست
  3. استاست
  4. مااست
  5. طلعتاناست
  6. استاست
  7. نیستاست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.