غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۱۵ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

چشم ما پوشیده از خواب پریشان گشته است

از هجوم سنبل این سرچشمه پنهان گشته است

۱

تا چه باشد نوشخند آن عقیق آبدار

کز جواب خشک بر من آب حیوان گشته است

۲

گر گشایندش رگ جوهر، نگردد با خبر

بس که بر رخسار او آیینه حیران گشته است

۳

از نشاط دردمندی، درمندان ترا

استخوان چون بسته زیر پوست خندان گشته است

۴

گرچه باشد لیلة القدر آن خط مشکین مرا

صبح رخسار ترا شام غریبان گشته است

۵

گر زند با چشم شوخش لاف همچشمی غزال

می توان بخشید، مسکین در بیابان گشته است!

۶

در مذاقش خون دل خوردن گوارا می شود

بر سر خوان فلک هر کس که مهسان گشته است

۷

گوشه دلتنگیی دارم که چشم تنگ مور

پیش چشمم عرصه ملک سلیمان گشته است

۸

گوی زرین سعادت در خم چوگان اوست

قامت هر کس ز بار درد چوگان گشته است

۹

نوخط ما گر ندارد رحم در دل، دور نیست

چند روزی شد که این کافر مسلمان گشته است

۱۰

نیست صائب پاکدامانی به جز آب روان

شبنم من بارها بر این گلستان گشته است

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: گشته استقافیه: ـان۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«گشته است» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. آبداراست
  3. خبراست
  4. ترااست
  5. مرااست
  6. غزالاست
  7. شوداست
  8. موراست
  9. اوستاست
  10. نیستاست
  11. رواناست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.