بخش

غزلیات صائب

این بخش از «دیوان اشعار» صائب است و ۶٬۹۹۵ مورد منتشرشده دارد (غزل ۶٬۹۶۴، مثنوی ۳۱).

مورد منتشرشده
۶٬۹۹۵
صفحه
۴۳۸

ترتیب: صعودی · نزولی

پالایش بر پایهٔ وزن (۲۸ وزن)

اشعار (۶٬۹۹۵ مورد · نمایش ۲٬۴۰۱ تا ۲٬۴۱۶)

  1. ۲٬۴۰۱غزل شمارهٔ ۲۴۰۱گر به ظاهر جسم را روشن گهر می پروردبر امید کاستن همچون قمر می پروردخواندن شعر ‹
  2. ۲٬۴۰۲غزل شمارهٔ ۲۴۰۲غیر را در بزم خاص آن سیم‌تن می‌پروردیوسف ما گرگ را در پیرهن می‌پروردخواندن شعر ‹
  3. ۲٬۴۰۳غزل شمارهٔ ۲۴۰۳مست ما امروز نقش تازه‌ای بر آب زدشیشه می را به طاق ابروی محراب زدخواندن شعر ‹
  4. ۲٬۴۰۴غزل شمارهٔ ۲۴۰۴از عرق آتش به جانم آن گل سیراب زدباز آن آیینه رو نقشی عجب بر آب زدخواندن شعر ‹
  5. ۲٬۴۰۵غزل شمارهٔ ۲۴۰۵هر که پشت پای چون شبنم به آب و رنگ زددر حریم مهر تابان تکیه بر اورنگ زدخواندن شعر ‹
  6. ۲٬۴۰۶غزل شمارهٔ ۲۴۰۶هر که بر دار فنا مردانه پشت پا نزدغوطه در سرچشمه خورشید چون عیسی نزدخواندن شعر ‹
  7. ۲٬۴۰۷غزل شمارهٔ ۲۴۰۷خاطر آزرده را سیر گلستان می گزدشور بلبل، خنده گل، بوی ریحان می گزدخواندن شعر ‹
  8. ۲٬۴۰۸غزل شمارهٔ ۲۴۰۸من کیم تا یار بی پروا به فریادم رسد؟آه صبح و گریه شبها به فریادم رسدخواندن شعر ‹
  9. ۲٬۴۰۹غزل شمارهٔ ۲۴۰۹بی‌علایق چون شود سالک به منزل می‌رسدچون شود بی‌برگ نخل اینجا به حاصل می‌رسدخواندن شعر ‹
  10. ۲٬۴۱۰غزل شمارهٔ ۲۴۱۰بیشتر دست سبکباران به منزل می‌رسدکف به اندک سعیی از دریا به ساحل می‌رسدخواندن شعر ‹
  11. ۲٬۴۱۱غزل شمارهٔ ۲۴۱۱از حریص افزون به قانع فیض احسان می‌رسدروزی مور از شکرخند سلیمان می‌رسدخواندن شعر ‹
  12. ۲٬۴۱۲غزل شمارهٔ ۲۴۱۲بس که در زلف تو دلهای اسیران آب شدحلقه های زلف یکسر حلقه گرداب شدخواندن شعر ‹
  13. ۲٬۴۱۳غزل شمارهٔ ۲۴۱۳از گرفتاری دلم فارغ زپیچ و تاب شدناله زنجیر، خوابم را صدای آب شدخواندن شعر ‹
  14. ۲٬۴۱۴غزل شمارهٔ ۲۴۱۴دل ز پیکان در تن من بیضه فولاد شداین خراب آباد آخر آهنین بنیاد شدخواندن شعر ‹
  15. ۲٬۴۱۵غزل شمارهٔ ۲۴۱۵تا تو رفتی عالم روشن به چشمم تار شدباده بی غش به جامم شربت بیمار شدخواندن شعر ‹
  16. ۲٬۴۱۶غزل شمارهٔ ۲۴۱۶بر من از روشندلی وضع جهان هموار شدخار در پیراهن آتش گل بی خار شدخواندن شعر ‹