بخش
غزلیات صائب
این بخش از «دیوان اشعار» صائب است و ۶٬۹۹۵ مورد منتشرشده دارد (غزل ۶٬۹۶۴، مثنوی ۳۱).
- مورد منتشرشده
- ۶٬۹۹۵
- صفحه
- ۴۳۸
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۶٬۱۱۳غزل شمارهٔ ۶۱۱۳بس که دارد گرد کلفت چهره احوال منروی می مالد به خاک آیینه را تمثال منخواندن شعر ‹
- ۶٬۱۱۴غزل شمارهٔ ۶۱۱۴از گهر گرد یتیمی شست آب چشم منتوتیا شد خاک در عهد سحاب چشم منخواندن شعر ‹
- ۶٬۱۱۵غزل شمارهٔ ۶۱۱۵سر نمی پیچد ز اشک لاله گون مژگان منپنجه با دریای آتش می زند مرجان منخواندن شعر ‹
- ۶٬۱۱۶غزل شمارهٔ ۶۱۱۶نیست جز لخت جگر چیزی دگر بر خوان مناز پشیمانی دل خود می خورد مهمان منخواندن شعر ‹
- ۶٬۱۱۷غزل شمارهٔ ۶۱۱۷با سیه چشمان بود بزم می گلگون منساغر از ناف غزالان می زند مجنون منخواندن شعر ‹
- ۶٬۱۱۸غزل شمارهٔ ۶۱۱۸گر نخارد ناخن مرغان سر مجنون منکیست پردازد به جسم لاغر مجنون من؟خواندن شعر ‹
- ۶٬۱۱۹غزل شمارهٔ ۶۱۱۹پیش خونم شعله آتش سپر انداخته استتیغ شاخ زعفران گردد ز رنگ خون منخواندن شعر ‹
- ۶٬۱۲۰غزل شمارهٔ ۶۱۲۰اهل معنی گرچه خاموشند از تحسین منغوطه در خون می زنند از معنی رنگین منخواندن شعر ‹
- ۶٬۱۲۱غزل شمارهٔ ۶۱۲۱عشقبازی بود دایم در جهان آیین منچون سمندر بود از آتش بستر و بالین منخواندن شعر ‹
- ۶٬۱۲۲غزل شمارهٔ ۶۱۲۲می کند در پرده دل سیر دایم آه منتا کسی واقف نگردد از غم جانکاه منخواندن شعر ‹
- ۶٬۱۲۳غزل شمارهٔ ۶۱۲۳چون زند دامان وحشت بر کمر سودای منخاک ساکن پر برون آرد ز نقش پای منخواندن شعر ‹
- ۶٬۱۲۴غزل شمارهٔ ۶۱۲۴بس که دارد ناتوانی ریشه در اعضای منسایه همچون دام می پیچد به دست و پای منخواندن شعر ‹
- ۶٬۱۲۵غزل شمارهٔ ۶۱۲۵بس که شبها چین غم می چیند از ابروی منموج جوهر می زند آیینه زانوی منخواندن شعر ‹
- ۶٬۱۲۶غزل شمارهٔ ۶۱۲۶می زند از گریه موج خوشدلی ابروی منآب چون شمشیر جوهر می شود در جوی منخواندن شعر ‹
- ۶٬۱۲۷غزل شمارهٔ ۶۱۲۷آن که ننشیند کنون از ناز در پهلوی منتکیه گاهش بود در مستی سر زانوی منخواندن شعر ‹
- ۶٬۱۲۸غزل شمارهٔ ۶۱۲۸بر رخ کس نیست رنگ وحدتی در انجمنبه که دارم با دل خود خلوتی در انجمنخواندن شعر ‹
