بخش
غزلیات صائب
این بخش از «دیوان اشعار» صائب است و ۶٬۹۹۵ مورد منتشرشده دارد (غزل ۶٬۹۶۴، مثنوی ۳۱).
- مورد منتشرشده
- ۶٬۹۹۵
- صفحه
- ۴۳۸
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۱٬۵۳۷غزل شمارهٔ ۱۵۳۷موج خط حلقه بر آن عارض گلگون زده استجوهر از آینه حسن تو بیرون زده استخواندن شعر ‹
- ۱٬۵۳۸غزل شمارهٔ ۱۵۳۸دل من تیره ز بسیاری گفتار شده استزین پریشان نفس آیینه من تار شده استخواندن شعر ‹
- ۱٬۵۳۹غزل شمارهٔ ۱۵۳۹دل شب وصل تو از صبح مکدر شده استعیش من تلخ ازین قند مکرر شده استخواندن شعر ‹
- ۱٬۵۴۰غزل شمارهٔ ۱۵۴۰خاطر از سبحه و زنار مکدر شده استریسمان بازی تقلید مکرر شده استخواندن شعر ‹
- ۱٬۵۴۱غزل شمارهٔ ۱۵۴۱نه همین دل ز لب لعل تو پر شور شده استکه جگرگاه بدخشان ز تو ناسور شده استخواندن شعر ‹
- ۱٬۵۴۲غزل شمارهٔ ۱۵۴۲روح را جسم گران مانع شبگیر شده استجای رحم است به سیلی که زمین گیر شده استخواندن شعر ‹
- ۱٬۵۴۳غزل شمارهٔ ۱۵۴۳از رگ ابر، هوا سینه شهباز شده استباده پیش آر که قانون طرب ساز شده استخواندن شعر ‹
- ۱٬۵۴۴غزل شمارهٔ ۱۵۴۴آخر حسن تو از خط به از آغاز شده استکه ز هر حلقه، در باغ نوی باز شده استخواندن شعر ‹
- ۱٬۵۴۵غزل شمارهٔ ۱۵۴۵دل به یک آه سراسر رو مژگان شده استمغز این نافه به یک عطسه پریشان شده استخواندن شعر ‹
- ۱٬۵۴۶غزل شمارهٔ ۱۵۴۶دلم از کثرت پیکان تو آهن شده استتنم از ناوک دلدوز تو جوشن شده استخواندن شعر ‹
- ۱٬۵۴۷غزل شمارهٔ ۱۵۴۷صحن گلزار ز گل کاسه پر خون شده استلب جو از شفق گل لب میگون شده استخواندن شعر ‹
- ۱٬۵۴۸غزل شمارهٔ ۱۵۴۸نه ز خط حلقه بر اطراف رخت بسته شده استکه نظرها به تماشای تو پیوسته شده استخواندن شعر ‹
- ۱٬۵۴۹غزل شمارهٔ ۱۵۴۹از تب رشک تو خورشید هلالی شده استطوبی از غیرت سرو تو خلالی شده استخواندن شعر ‹
- ۱٬۵۵۰غزل شمارهٔ ۱۵۵۰از دل خم می گلرنگ به جام آمده استآفتاب عجبی بر لب بام آمده استخواندن شعر ‹
- ۱٬۵۵۱غزل شمارهٔ ۱۵۵۱خط به گرد رخ آن سیم ذقن آمده استمور در دست سلیمان به سخن آمده استخواندن شعر ‹
- ۱٬۵۵۲غزل شمارهٔ ۱۵۵۲خارخاری که ز رفتار تو در دل مانده استخس و خاری است که از موج به ساحل مانده استخواندن شعر ‹
