از رگ ابر، هوا سینه شهباز شده است
باده پیش آر که قانون طرب ساز شده است
۱نیست خاری کهن باشد مژه گلگونش
مگر از جوش بهاران رگ گل باز شده است!
۲من چه مرغم، که تذروان بهشتی رو را
خال آن لب، گره رشته پرواز شده است
۳بهله تا دست به آن موی میان افکنده است
مژه بر دیده من چنگل شهباز شده است
۴دل چرا از خط مشکین تو در هم باشد؟
که ز هر حلقه، در باغ نوی باز شده است
۵روی گرم تو مرا بر سر حرف آورده است
طوطی از پرتو آیینه سخنساز شده است
۶صائب از فیض دعای شب و اوراد سحر
در توفیق به روی دل من باز شده است
۷