بخش

غزلیات صائب

این بخش از «دیوان اشعار» صائب است و ۶٬۹۹۵ مورد منتشرشده دارد (غزل ۶٬۹۶۴، مثنوی ۳۱).

مورد منتشرشده
۶٬۹۹۵
صفحه
۴۳۸

ترتیب: صعودی · نزولی

پالایش بر پایهٔ وزن (۲۸ وزن)

اشعار (۶٬۹۹۵ مورد · نمایش ۶۰۹ تا ۶۲۴)

  1. ۶۰۹غزل شمارهٔ ۶۰۹چو تار چنگ، فلک چون نمی نواخت مرابه حیرتم که چرا این قدر گداخت مراخواندن شعر ‹
  2. ۶۱۰غزل شمارهٔ ۶۱۰ز خاک کوی تو پرواز مشکل است مراکه از گرانی جان، کوه بر دل است مراخواندن شعر ‹
  3. ۶۱۱غزل شمارهٔ ۶۱۱گرفتگی دل از چشمِ روشن است مراگره به رشته ز پیوندِ سوزن است مراخواندن شعر ‹
  4. ۶۱۲غزل شمارهٔ ۶۱۲ز عشق، سینه پر داغ گلشنی است مرابه باغ خلد ز هر داغ روزنی است مراخواندن شعر ‹
  5. ۶۱۳غزل شمارهٔ ۶۱۳به اعتبار جهان هیچ کار نیست مرادماغ دشمنی روزگار نیست مراخواندن شعر ‹
  6. ۶۱۴غزل شمارهٔ ۶۱۴اگر چه حوصله وصل یار نیست مراقرار در دل امیدوار نیست مراخواندن شعر ‹
  7. ۶۱۵غزل شمارهٔ ۶۱۵همان کسی که به دستِ کَرَم سرشت مرابه زیرِ پای خُم انداخت همچو خِشت مراخواندن شعر ‹
  8. ۶۱۶غزل شمارهٔ ۶۱۶چو برگ بر سر حاصل نمی توان لرزیدکجاست سنگ که دل از ثمر گرفت مراخواندن شعر ‹
  9. ۶۱۷غزل شمارهٔ ۶۱۷اگر چه عشق به ظاهر خراب کرد مراز روی گرم، پر از آفتاب کرد مراخواندن شعر ‹
  10. ۶۱۸غزل شمارهٔ ۶۱۸زبان هر هرزه درایی به جان رساند مرالب خموش به دارالامان رساند مراخواندن شعر ‹
  11. ۶۱۹غزل شمارهٔ ۶۱۹ز درد و داغ محبت سرشته اند مرادر آفتاب قیامت برشته اند مراخواندن شعر ‹
  12. ۶۲۰غزل شمارهٔ ۶۲۰ارگ چه سیل فنا برد هر چه بود مراز بحر کرد کرم خلعت وجود مراخواندن شعر ‹
  13. ۶۲۱غزل شمارهٔ ۶۲۱شد از رکاب تو پیدا هلال عید مراگشوده شد در جنت ازین کلید مراخواندن شعر ‹
  14. ۶۲۲غزل شمارهٔ ۶۲۲ز خود برآمده ام، با سفر چه کار مرا؟بریده ام ز جهان، با ثمر چه کار مرا؟خواندن شعر ‹
  15. ۶۲۳غزل شمارهٔ ۶۲۳نمی توان ز سخن ساختن خموش مراکه چون صدف ز دهان است رزق گوش مراخواندن شعر ‹
  16. ۶۲۴غزل شمارهٔ ۶۲۴کنند تازه خطان مشکسود داغ مراشراب کهنه دهد تازگی دماغ مراخواندن شعر ‹