بخش

غزلیات صائب

این بخش از «دیوان اشعار» صائب است و ۶٬۹۹۵ مورد منتشرشده دارد (غزل ۶٬۹۶۴، مثنوی ۳۱).

مورد منتشرشده
۶٬۹۹۵
صفحه
۴۳۸

ترتیب: صعودی · نزولی

پالایش بر پایهٔ وزن (۲۸ وزن)

اشعار (۶٬۹۹۵ مورد · نمایش ۱٬۷۶۱ تا ۱٬۷۷۶)

  1. ۱٬۷۶۱غزل شمارهٔ ۱۷۶۱خط تو چهره گشای بهار آینه استتبسمت گل جیب و کنار آینه استخواندن شعر ‹
  2. ۱٬۷۶۲غزل شمارهٔ ۱۷۶۲ز موج لاله و گل باغ عالم آبی استپی کشیدن دل هر بنفشه قلابی استخواندن شعر ‹
  3. ۱٬۷۶۳غزل شمارهٔ ۱۷۶۳ز یار لطف نهان خواستن فزون طلبی استکه دل زیاده برد خنده ای که زیر لبی استخواندن شعر ‹
  4. ۱٬۷۶۴غزل شمارهٔ ۱۷۶۴عمارتی که نگردد خراب، همواری استگلی که رنگ شکستن ندیده هشیاری استخواندن شعر ‹
  5. ۱٬۷۶۵غزل شمارهٔ ۱۷۶۵به نوخطان نگرستن دلیل دیده وری استکه حسن چهره بدیهی و حسن خط نظری استخواندن شعر ‹
  6. ۱٬۷۶۶غزل شمارهٔ ۱۷۶۶درین جهان که سرانجام خانه پردازی استعمارتی که به جای خودست خودسازی استخواندن شعر ‹
  7. ۱٬۷۶۷غزل شمارهٔ ۱۷۶۷میی که درد ندارد صفای درویشی استگلی که رنگ نبازد لقای درویشی استخواندن شعر ‹
  8. ۱٬۷۶۸غزل شمارهٔ ۱۷۶۸شدم غبار و همان خارخار من باقی استتوجه چمن آرا به این چمن باقی استخواندن شعر ‹
  9. ۱٬۷۶۹غزل شمارهٔ ۱۷۶۹مرا که پرده چشم و حجاب هر دو یکی استقماش چهره او با نقاب هر دو یکی استخواندن شعر ‹
  10. ۱٬۷۷۰غزل شمارهٔ ۱۷۷۰چراغ صبح و دم مستعار هر دو یکی استبقای خرده جان و شرار هر دو یکی استخواندن شعر ‹
  11. ۱٬۷۷۱غزل شمارهٔ ۱۷۷۱ازان مرا شب و روز سیاه هر دو یکی استکه با غرور تو، آه و نگاه هر دو یکی استخواندن شعر ‹
  12. ۱٬۷۷۲غزل شمارهٔ ۱۷۷۲فضای دشت ز خونین دلان گلستانی استز خود برآ که عجب دامن بیابانی استخواندن شعر ‹
  13. ۱٬۷۷۳غزل شمارهٔ ۱۷۷۳سفر نکردن ازان کشور از گرانجانی استکه مرگی دل و قحط غذای روحانی استخواندن شعر ‹
  14. ۱٬۷۷۴غزل شمارهٔ ۱۷۷۴ز اشک، دیده تاریک شمع نورانی استدهان پسته پر از خون دل ز خندانی استخواندن شعر ‹
  15. ۱٬۷۷۵غزل شمارهٔ ۱۷۷۵به غیر دل که عزیز و نگاه داشتنی استجهان و هر چه در او هست، واگذاشتنی استخواندن شعر ‹
  16. ۱٬۷۷۶غزل شمارهٔ ۱۷۷۶خوشم به درد که در پرده شکیبایی استبدم به داغ که آیینه دار رسوایی استخواندن شعر ‹