غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۶۸ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

شدم غبار و همان خارخار من باقی است

توجه چمن آرا به این چمن باقی است

۱

هزار جامه بدل کرد روزگار و هنوز

حدیث دیده یعقوب و پیرهن باقی است

۲

به رنگ و بوی جهان دل منه، تماشا کن

که آه سرد و کف خاکی از چمن باقی است

۳

گذشت فصل بهار و چمن ورق گرداند

همان به تازگی خویش داغ من باقی است

۴

دلیل این که سخن آب زندگی خورده است

همین بس است که از رفتگان سخن باقی است

۵

چه شیشه ها که تهی شد، چه جامها که شکست

به حال خود دل سنگین انجمن باقی است

۶

ز پادشاهی پرویز جز فسانه نماند

هزار نقش نمایان ز کوهکن باقی است

۷

جواب آن غزل است این که گفت عرفی ما

هزار شمع بکشتند و انجمن باقی است

۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: باقی استقافیه: ـن۸ از ۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. هنوزاست
  3. کناست
  4. گردانداست
  5. استاست
  6. شکستاست
  7. نمانداست
  8. مااست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.