ازان مرا شب و روز سیاه هر دو یکی است
که با غرور تو، آه و نگاه هر دو یکی است
۱فغان که پیش سبکدستی تو بی پروا
شکستن دل و طرف کلاه هر دو یکی است
۲کسی است پیرهن تن محیط وحدت را
که چون حباب، سرش با کلاه هر دو یکی است
۳درین بساط به تمکین خود مشو مغرور
که پیش سیل فنا، کوه و کاه هر دو یکی است
۴چنان گزیده اعمال زشت خویشتنم
که نامه من و مار سیاه هر دو یکی است
۵بلند و پست جهان پیش خودپرستان است
ز خود برآمده را بام و چاه هر دو یکی است
۶ترا که ذوق تماشاست گل بچین صائب
که خس به دیده من با نگاه هر دو یکی است
۷