بخش
غزلیات صائب
این بخش از «دیوان اشعار» صائب است و ۶٬۹۹۵ مورد منتشرشده دارد (غزل ۶٬۹۶۴، مثنوی ۳۱).
- مورد منتشرشده
- ۶٬۹۹۵
- صفحه
- ۴۳۸
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۱٬۹۰۵غزل شمارهٔ ۱۹۰۵باغ و بهار چشم پر آب من آتش استساقی و مطرب و می ناب من آتش استخواندن شعر ‹
- ۱٬۹۰۶غزل شمارهٔ ۱۹۰۶با قرب یار رشته جان در کشاکش استدر عین بحر، موج همان در کشاکش استخواندن شعر ‹
- ۱٬۹۰۷غزل شمارهٔ ۱۹۰۷از پیر گوشه گیری وسیر از جوان خوش استاز تیر راستی و کجی از کمان خوش استخواندن شعر ‹
- ۱٬۹۰۸غزل شمارهٔ ۱۹۰۸نقشم به باد داد، نگار اینچنین خوش استخونم به خاک ریخت، بهار اینچنین خوش استخواندن شعر ‹
- ۱٬۹۰۹غزل شمارهٔ ۱۹۰۹ای دل تصور کمر یار نازک استباریک شو که رشته این کار نازک استخواندن شعر ‹
- ۱٬۹۱۰غزل شمارهٔ ۱۹۱۰ترک خودی مراد ز قطع مراحل استاین بار هر کجا فتد از دوش منزل استخواندن شعر ‹
- ۱٬۹۱۱غزل شمارهٔ ۱۹۱۱روی تو برق خرمن آسایش دل استزلف تو تازیانه جانهای غافل استخواندن شعر ‹
- ۱٬۹۱۲غزل شمارهٔ ۱۹۱۲آب حیات شبنم آن روی چون گل استعنبر خمیر مایه آن زلف و کاکل استخواندن شعر ‹
- ۱٬۹۱۳غزل شمارهٔ ۱۹۱۳شاخی که چار فصل پر از میوه و گل استدست ز کار رفته اهل توکل استخواندن شعر ‹
- ۱٬۹۱۴غزل شمارهٔ ۱۹۱۴کام از تو هر که یافت سلیمان عالم استدستی که در میان تو شد حلقه خاتم استخواندن شعر ‹
- ۱٬۹۱۵غزل شمارهٔ ۱۹۱۵نقد نشاط در دل گنجینه خم استاین گنج در عمارت دیرینه خم استخواندن شعر ‹
- ۱٬۹۱۶غزل شمارهٔ ۱۹۱۶عرش بلند مرتبه بنیان آدم استخورشید عقل، شمسه ایوان آدم استخواندن شعر ‹
- ۱٬۹۱۷غزل شمارهٔ ۱۹۱۷ای روح، سیر عالم امکان چه لازم است؟رفتن به پای خویش به زندان چه لازم است؟خواندن شعر ‹
- ۱٬۹۱۸غزل شمارهٔ ۱۹۱۸در زیر تیغ یار که سرها در او گم استداریم حیرتی که نظرها در او گم استخواندن شعر ‹
- ۱٬۹۱۹غزل شمارهٔ ۱۹۱۹هر چند چشم مست تو هشیار عالم استبا بوالهوس شراب مخور، کار عالم استخواندن شعر ‹
- ۱٬۹۲۰غزل شمارهٔ ۱۹۲۰هر نقش دلکشی که بر ایوان عالم استنقش برون پرده آن جان عالم استخواندن شعر ‹
