از پیر گوشه گیری وسیر از جوان خوش است
از تیر راستی و کجی از کمان خوش است
۱تغییر رنگ خوش بود از روی شرمگین
در چشم اهل دید بهار و خزان خوش است
۲جوش گل است در قفس ما تمام سال
ده روز در بهار اگر گلستان خوش است
۳در موسم خزان چه ثمر حسن خلق را؟
ایام گل ملایمت از باغبان خوش است
۴طفلان به جوی شیر ز شکر کنند صلح
زاهد ز وصل دوست به باغ جنان خوش است
۵سرچشمه نشاط جهان رخنه دل است
دل چون شکفته است زمین و زمان خوش است
۶مگذار نفس را به چراگاه آرزو
کاین بد لجام در ته بار گران خوش است
۷چندین هزار دام تماشاست در قفس
بلبل همین به دیدن گل ز آشیان خوش است
۸دانسته است همت این قوم تا کجاست
یوسف به سیم قلب ازین کاروان خوش است
۹گر دیگران کنند تمنای دوستی
صائب به ترک دشمنی از دوستان خوش است
۱۰