ای دل تصور کمر یار نازک است
باریک شو که رشته این کار نازک است
۱دل شاخ شاخ گشت درین کار شانه را
پرداز زلف و کاکل دلدار نازک است
۲تا ماجرای شانه و زلفش کجا رسد
مضراب بی ملاحظه و تار نازک است
۳حرف میان او به میان اوفتاده است
ای دل به هوش باش که اسرار نازک است
۴بلبل به آشیانه طرازی فتاده است
غافل که آن نهال چه مقدار نازک است
۵چندین هزار شیشه دل را به سنگ زد
افسانه ای است این که دل یار نازک است
۶سربسته چون حباب نفس می کشید محیط
از بس مزاج آن در شهوار نازک است
۷چون قمریان به گردن شیران نهاد طوق
با آن که دام زلف تو بسیار نازک است
۸در هر نظر به رنگ دگر جلوه می کند
از بس که رنگ آن گل رخسار نازک است
۹صائب چرا به لب ننهد مهر خامشی؟
سنگین دلند مردم و گفتار نازک است
۱۰