زلف کج تو سلسله جنبان آتش است
هندو همیشه در پی سامان آتش است
۱هر چشمه را به راهنمایی سپرده اند
پروانه خضر چشمه حیوان آتش است
۲در عهد خوی گرم تو چون داغ لاله چرخ
پای به خواب رفته دامان آتش است
۳بر داغ ناامیدی ما رشک می برد
پروانه ای که چتر سلیمان آتش است
۴از شور ماست کان ملاحت جهان عشق
اشک کباب ما نمک خوان آتش است
۵هر نکته ای ز عشق، بهاری است دلفروز
در هر شرر نهفته گلستان آتش است
۶دارد ز بیقراری ما خار در جگر
دودی که گردباد بیابان آتش است
۷بر خود چو عقل، عشق دکانی نچیده است
یک مشت خار، مایه دکان آتش است
۸تا عشق دفتر پر و بال مرا گشود
پروانه فرد باطل دیوانه آتش است
۹استاده اند بر سر پا شعله ها تمام
امشب کدام سوخته مهمان آتش است؟
۱۰ایجاد تن برای سپرداری دل است
خاکستر فسرده نگهبان آتش است
۱۱جانسوزتر ز آتش قهرست لطف عشق
اشک کباب از رخ خندان آتش است
۱۲در پنجه تصرف عشق تو، نه فلک
چون مهره های موم به فرمان آتش است
۱۳تا هست در میان سخن آتشین عشق
هر خامه ای که هست، رگ کان آتش است
۱۴جان می دهد به سوختگان ناتوان عشق
چون خار خشک گشت رگ جان آتش است
۱۵از پیچ و تاب ما جگر عشق تازه شد
خاشاک برگ عیش گلستان آتش است
۱۶صائب ز گفتگوی تو گرم است بزم عشق
خاموشی تو تخته دکان آتش است
۱۷