غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۰۲ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

رخساره ترا ز عرق دیده‌بان بس است

شبنم برای تازگی گلستان بس است

۱

حال مرا زبان نکند گر بیان درست

رنگ شکسته، درد مرا ترجمان بس است

۲

فرصت کجاست فکر عمارت کند کسی؟

از خارخار سینه مرا آشیان بس است

۳

تشریف قرب درخور این خاکسار نیست

ما را ز دور سجده این آستان بس است

۴

رخسارهٔ ترا به نقاب احتیاج نیست

آیینه را فروغ خود آیینه‌دان بس است

۵

با کجروان اگر نکنی راستی بجاست

با راست خانگان کجی ای آسمان بس است

۶

چون کودکان به چیدن گل نیست چشم ما

ما را رخ گشاده‌ای از باغبان بس است

۷

طبل رحیل، قافله‌ای افکند به راه

یک نغمه سنج در همه بوستان بس است

۸

دریا اگر ز آب مروت شود سراب

ما را عقیق صبر به زیر زبان بس است

۹

آزادگان به راحله خود سفر کنند

تخت روان موج ز ریگ روان بس است

۱۰

زخمی که خشک بند توان کرد نعمتی است

چشم مرا غباری ازین کاروان بس است

۱۱

صائب اگر ز همنفسان همدمی نماند

کلک سخن طراز، مرا همزبان بس است

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: بس استقافیه: ـان۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«بس است» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. درستاست
  3. کسیاست
  4. نیستاست
  5. نیستاست
  6. بجاستاست
  7. مااست
  8. راهاست
  9. سراباست
  10. کننداست
  11. استاست
  12. نمانداست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.