غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۰۱ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

خشتی مرا ز کوی تو در زیر بس است

سرمایه فراغت من اینقدر بس است

۱

عشاق را به بند گران احتیاج نیست

زنجیر پای مو هوای شکر بس است

۲

چون شمع، گریه در کرم دست حلقه کرد

این تیغ آبدار مرا بر کمر بس است

۳

از تنگنای چرخ شکایت چه می کنی؟

فتح قفس، شکستگی بال و پر بس است

۴

آنجا که خار دست به ترکش زند، چو گل

پیشانی گشاده به جای سپر بس است

۵

از بهر برفروختن چهره امید

یک قطره اشک گرم به وقت سحر بس است

۶

جرم سفینه تو که بر سنگ خورده است

نومید بازگشتن موج خطر بس است

۷

بیخوابی که چشم تو ترسیده است ازو

سود حقیقی تو همان از سفر بس است

۸

از زلف یار و از دهنش نکته ای بگو

درس مطول و سخن مختصر بس است

۹

گر امتیاز نام بود مطلب از اثر

این امتیاز کز تو نماند اثر بس است

۱۰

خاک من و سبو ز خرابات مشرب است

بالین ز دست خویش مرا زیر سر بس است

۱۱

از یک سخن حقیقت هر کس عیان شود

بهر نمونه از صدفی یک گهر بس است

۱۲

صائب مرا به سرمه خلق احتیاج نیست

آن خط مشکبار را در نظر بس است

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: بس استقافیه: ـر۱۳ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. نیستاست
  3. کرداست
  4. کنیاست
  5. گلاست
  6. امیداست
  7. استاست
  8. ازواست
  9. بگواست
  10. اثراست
  11. استاست
  12. شوداست
  13. نیستاست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.