بخش
غزلیات صائب
این بخش از «دیوان اشعار» صائب است و ۶٬۹۹۵ مورد منتشرشده دارد (غزل ۶٬۹۶۴، مثنوی ۳۱).
- مورد منتشرشده
- ۶٬۹۹۵
- صفحه
- ۴۳۸
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۱٬۹۲۱غزل شمارهٔ ۱۹۲۱آیینه را توجه خاطر به گلخن استهر جا صفای قلب دهد روی، گلشن استخواندن شعر ‹
- ۱٬۹۲۲غزل شمارهٔ ۱۹۲۲احوال دل ز دیده خونبار روشن استحال درون خانه نمایان ز روزن استخواندن شعر ‹
- ۱٬۹۲۳غزل شمارهٔ ۱۹۲۳راز نهان ز سینه در انداز جستن استاز زور باده شیشه ما در شکستن استخواندن شعر ‹
- ۱٬۹۲۴غزل شمارهٔ ۱۹۲۴آسودگی به کنج قناعت نشستن استسیر بهشت در گرو چشم بستن استخواندن شعر ‹
- ۱٬۹۲۵غزل شمارهٔ ۱۹۲۵آسودگی به گوشه عزلت نشستن استسررشته امید ز عالم گسستن استخواندن شعر ‹
- ۱٬۹۲۶غزل شمارهٔ ۱۹۲۶روشنگر وجود به راه اوفتادن استدر جویبار، سبزی آب از ستادن استخواندن شعر ‹
- ۱٬۹۲۷غزل شمارهٔ ۱۹۲۷مرگ سبکروان ، طلب آرمیدن استچون نبض، زندگانی ما در تپیدن استخواندن شعر ‹
- ۱٬۹۲۸غزل شمارهٔ ۱۹۲۸از سینه صافی دل بی کینه روشن استدل بی غبار باشد اگر سینه روشن استخواندن شعر ‹
- ۱٬۹۲۹غزل شمارهٔ ۱۹۲۹نقش حصیر نیست که بر پیکر من استشهباز اوج فقرم و این شهپر من استخواندن شعر ‹
- ۱٬۹۳۰غزل شمارهٔ ۱۹۳۰از خون چو داغ لاله حصار دل من استهر که بوی خون شنوی منزل من استخواندن شعر ‹
- ۱٬۹۳۱غزل شمارهٔ ۱۹۳۱چشم اثر به گریه مستانه من استخط نجات بر لب پیمانه من استخواندن شعر ‹
- ۱٬۹۳۲غزل شمارهٔ ۱۹۳۲این کوه غم که در دل دیوانه من استسنگ ملامت ابجد طفلانه من استخواندن شعر ‹
- ۱٬۹۳۳غزل شمارهٔ ۱۹۳۳دریا سواد سینه بی کینه من استموج شکست، جوهر آیینه من استخواندن شعر ‹
- ۱٬۹۳۴غزل شمارهٔ ۱۹۳۴طومار زلف شرح پریشانی من استآیینه فرد دفتر حیرانی من استخواندن شعر ‹
- ۱٬۹۳۵غزل شمارهٔ ۱۹۳۵آن روی آتشین که جگرها کباب اوستنور و صفای شمع و گل از آب و تاب اوستخواندن شعر ‹
- ۱٬۹۳۶غزل شمارهٔ ۱۹۳۶در هر دلی که ریشه کند پیچ و تاب عشقپیوسته همچو زلف، سرش در کنار اوستخواندن شعر ‹
