بخش
غزلیات صائب
این بخش از «دیوان اشعار» صائب است و ۶٬۹۹۵ مورد منتشرشده دارد (غزل ۶٬۹۶۴، مثنوی ۳۱).
- مورد منتشرشده
- ۶٬۹۹۵
- صفحه
- ۴۳۸
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۱٬۱۸۵غزل شمارهٔ ۱۱۸۵بی غبار خط نگاهم توتیا گم کرده ای استدر ته ابر سیه ماه جلا گم کرده ای استخواندن شعر ‹
- ۱٬۱۸۶غزل شمارهٔ ۱۱۸۶بی اجابت آه مرغ آشیان گم کرده ای استناله بی فریادرس تیر نشان گم کرده ای استخواندن شعر ‹
- ۱٬۱۸۷غزل شمارهٔ ۱۱۸۷صبح از خورشید تابان دست بر دل مانده ای استآفتاب از صبح داغ در نمک خوابانده ای استخواندن شعر ‹
- ۱٬۱۸۸غزل شمارهٔ ۱۱۸۸بی جمالت مردمک آیینه نزدوده ای استبی تماشای تو مژگان دست بر هم سوده ای استخواندن شعر ‹
- ۱٬۱۸۹غزل شمارهٔ ۱۱۸۹با رخ خندان او گل چهره نگشوده ای استبرق با جولان شوخش پای خواب آلوده ای استخواندن شعر ‹
- ۱٬۱۹۰غزل شمارهٔ ۱۱۹۰قسمت ما از بهاران همچو گل خمیازه ای استروزی بلبل ز فریاد و فغان آوازه ای استخواندن شعر ‹
- ۱٬۱۹۱غزل شمارهٔ ۱۱۹۱لب چو گردد خالی از عقد سخن، خمیازه ای استچون نباشد گوهر دندان، دهن خمیازه ای استخواندن شعر ‹
- ۱٬۱۹۲غزل شمارهٔ ۱۱۹۲زان قد نازآفرین در هر دلی اندیشه ای استاین نهال شوخ را در هر زمینی ریشه ای استخواندن شعر ‹
- ۱٬۱۹۳غزل شمارهٔ ۱۱۹۳شد چو عالمگیر غفلت، جاهل و دانا یکی استخانه چون تاریک شد بینا و نابینا یکی استخواندن شعر ‹
- ۱٬۱۹۴غزل شمارهٔ ۱۱۹۴روی کار دیگران و پشت کار من یکی استروز و شب در دیده شب زنده دار من یکی استخواندن شعر ‹
- ۱٬۱۹۵غزل شمارهٔ ۱۱۹۵در بهارستان یکرنگی شراب و خون یکی استبلبل و گل، سرو و قمری، لیلی و مجنون یکی استخواندن شعر ‹
- ۱٬۱۹۶غزل شمارهٔ ۱۱۹۶عمر شمع صبح و لطف بی بقای او یکی استعهد گل در زود رفتن با وفای او یکی استخواندن شعر ‹
- ۱٬۱۹۷غزل شمارهٔ ۱۱۹۷دوستی با کورفهمان حجت نادیدگی استوحشت از فهمیدگان برهان نافهمیدگی استخواندن شعر ‹
- ۱٬۱۹۸غزل شمارهٔ ۱۱۹۸راحت کونین در زیر سر بیگانگی استهست اگر دارالامانی کشور بیگانگی استخواندن شعر ‹
- ۱٬۱۹۹غزل شمارهٔ ۱۱۹۹چشمم از خواب پریشان، چشمه پر سنبلی استاز دل صد پاره هر مژگان من شاخ گلی استخواندن شعر ‹
- ۱٬۲۰۰غزل شمارهٔ ۱۲۰۰هر زمان در شهر بند عقل، سور و ماتمی استجز جهان عشق نبود گر جهان بی غمی استخواندن شعر ‹
