بخش
غزلیات صائب
این بخش از «دیوان اشعار» صائب است و ۶٬۹۹۵ مورد منتشرشده دارد (غزل ۶٬۹۶۴، مثنوی ۳۱).
- مورد منتشرشده
- ۶٬۹۹۵
- صفحه
- ۴۳۸
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۱٬۴۲۵غزل شمارهٔ ۱۴۲۵بی طراوت نشود سرو جوانی که تراستدر شکر خواب بهارست خزانی که تراستخواندن شعر ‹
- ۱٬۴۲۶غزل شمارهٔ ۱۴۲۶اشک لعلی است روان بر رخ چون زر که مراستبحر و کان را نبود این زر و گوهر که مراستخواندن شعر ‹
- ۱٬۴۲۷غزل شمارهٔ ۱۴۲۷پرده شب بود ایام شبابی که مراسترگ سنگ است ز غفلت رگ خوابی که مراستخواندن شعر ‹
- ۱٬۴۲۸غزل شمارهٔ ۱۴۲۸از زمین اوج گرفته است غباری که مراستایمن از سیلی موج است کناری که مراستخواندن شعر ‹
- ۱٬۴۲۹غزل شمارهٔ ۱۴۲۹کار سرجوش کند درد ایاغی که مراستپر طاوس بود پای چراغی که مراستخواندن شعر ‹
- ۱٬۴۳۰غزل شمارهٔ ۱۴۳۰در لحد گل نکند شعله داغی که مراستروغن از ریگ کند جذب چراغی که مراستخواندن شعر ‹
- ۱٬۴۳۱غزل شمارهٔ ۱۴۳۱قانع از صاف به دردست دماغی که مراستروغن از ریگ کند جذب، چراغی که مراستخواندن شعر ‹
- ۱٬۴۳۲غزل شمارهٔ ۱۴۳۲دانه اشک بود توشه راهی که مراستدل آسوده بود قافله گاهی که مراستخواندن شعر ‹
- ۱٬۴۳۳غزل شمارهٔ ۱۴۳۳دل بی صبر به طوفان بلا رهبر ماستبال موج خطر از کشتی بی لنگر ماستخواندن شعر ‹
- ۱٬۴۳۴غزل شمارهٔ ۱۴۳۴عشرت روی زمین در دل ویرانه ماستخلوت سینه پر آه، پریخانه ماستخواندن شعر ‹
- ۱٬۴۳۵غزل شمارهٔ ۱۴۳۵لاله روشنگر چشم و دل سودایی ماستدیدن سوختگان سرمه بینایی ماستخواندن شعر ‹
- ۱٬۴۳۶غزل شمارهٔ ۱۴۳۶آن که از بال هما افسر دولت می خواستکاش از سایه دیوار قناعت می خواستخواندن شعر ‹
- ۱٬۴۳۷غزل شمارهٔ ۱۴۳۷غمگسار دل سودازده من شبهاستهمزبانی که مرا هست همین یاربهاستخواندن شعر ‹
- ۱٬۴۳۸غزل شمارهٔ ۱۴۳۸زان دم تیغ که از آب بقا سیراب استآب بردار که صحرای فنا بی آب استخواندن شعر ‹
- ۱٬۴۳۹غزل شمارهٔ ۱۴۳۹صیقل روح و طباشیر جگر مهتاب استجام شیری که برد دل ز شکر مهتاب استخواندن شعر ‹
- ۱٬۴۴۰غزل شمارهٔ ۱۴۴۰عشق بیتابی ذرات جهان را سبب استزردی چهره خورشید ز درد طلب استخواندن شعر ‹
