غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۳۸ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

زان دم تیغ که از آب بقا سیراب است

آب بردار که صحرای فنا بی آب است

۱

پیر کنعان نظر از راه نظر بستن یافت

چشم پوشیدن این طایفه فتح الباب است

۲

طوق زنجیر، گریبان سمورست مرا

موی چون تیغ زند بر تن من، سنجاب است

۳

تا رسیده است به آن موی کمر پیچیده است

رشته جان من و موی کمر همتاب است

۴

ذره ای نیست در آفاق که سرگردان نیست

این محیطی است که هر قطره او گرداب است

۵

اشک در دیده شرابی است که در جام جم است

داغ بر سینه چراغی است که در محراب است

۶

فارغ از دردسر منت تعمیرم ساخت

صندل جبهه ویرانه من سیلاب است

۷

حیف و صد حیف که از آب مروت خالی است

این همه کاسه زرین که بر این دولاب است

۸

خواب و بیداری آگاه دلان نیست به چشم

شب این طایفه روزی است که دل در خواب است

۹

تا گرفته است ز لب مهر خموشی صائب

گوش این نغمه شناسان، صدف سیماب است

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: استقافیه: ـاب۹ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. یافتاست
  3. مرااست
  4. استاست
  5. نیستاست
  6. استاست
  7. ساختاست
  8. استاست
  9. چشماست
  10. صائباست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.