بخش
غزلیات صائب
این بخش از «دیوان اشعار» صائب است و ۶٬۹۹۵ مورد منتشرشده دارد (غزل ۶٬۹۶۴، مثنوی ۳۱).
- مورد منتشرشده
- ۶٬۹۹۵
- صفحه
- ۴۳۸
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۵٬۰۸۹غزل شمارهٔ ۵۰۸۹سری را که بالین شود آستانشبود بخت بیدار خواب گرانشخواندن شعر ‹
- ۵٬۰۹۰غزل شمارهٔ ۵۰۹۰سخن تانگردد چو موی میانشمحال است آید برون ازدهانشخواندن شعر ‹
- ۵٬۰۹۱غزل شمارهٔ ۵۰۹۱که یابد رهایی ز دام نگاهش ؟که یک حلقه اوست چشم سیاهشخواندن شعر ‹
- ۵٬۰۹۲غزل شمارهٔ ۵۰۹۲اگر چشم کافر فتد برلقایشنیاید به لب غیر نام خدایشخواندن شعر ‹
- ۵٬۰۹۳غزل شمارهٔ ۵۰۹۳حضوری داشتم شب با خیالشکه در خاطر نمی آمد وصالشخواندن شعر ‹
- ۵٬۰۹۴غزل شمارهٔ ۵۰۹۴شده است از شوق تیغ جان ستانشوبال خضر، عمر جاودانشخواندن شعر ‹
- ۵٬۰۹۵غزل شمارهٔ ۵۰۹۵ز موج لطف ،آن سیمین بنا گوشمرا کرده است چون خط حلقه درگوشخواندن شعر ‹
- ۵٬۰۹۶غزل شمارهٔ ۵۰۹۶در جهان دل مبند و اسبابشمی جهد برق از ابر سنجابشخواندن شعر ‹
- ۵٬۰۹۷غزل شمارهٔ ۵۰۹۷هرکه بیند به چشم بیمارشمی شود درزمان پرستارشخواندن شعر ‹
- ۵٬۰۹۸غزل شمارهٔ ۵۰۹۸می ز شرم لب می آشامشعرق شرم گشت درجامشخواندن شعر ‹
- ۵٬۰۹۹غزل شمارهٔ ۵۰۹۹هر که خموش از شکایت است زبانشحلقه ذکر خفی است مهر دهانشخواندن شعر ‹
- ۵٬۱۰۰غزل شمارهٔ ۵۱۰۰بس که زند موج نور سرو روانشهاله ماه است طوق فاختگانشخواندن شعر ‹
- ۵٬۱۰۱غزل شمارهٔ ۵۱۰۱برسر حرف آمده است چشم سیاهشنو خط جوهر شده است تیغ نگاهشخواندن شعر ‹
- ۵٬۱۰۲غزل شمارهٔ ۵۱۰۲از هر صدا نبازم چون کوه لنگر خویشبحر گران وقارم در پاس گوهر خویشخواندن شعر ‹
- ۵٬۱۰۳غزل شمارهٔ ۵۱۰۳بر دشمنان شمردم عیب نهانی خویشخود را خلاص کردم از پاسبانی خویشخواندن شعر ‹
- ۵٬۱۰۴غزل شمارهٔ ۵۱۰۴در خرابات مغان ستار باشچون لب پیمانه بی گفتار باشخواندن شعر ‹
