بخش
غزلیات صائب
این بخش از «دیوان اشعار» صائب است و ۶٬۹۹۵ مورد منتشرشده دارد (غزل ۶٬۹۶۴، مثنوی ۳۱).
- مورد منتشرشده
- ۶٬۹۹۵
- صفحه
- ۴۳۸
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۱٬۸۴۱غزل شمارهٔ ۱۸۴۱ز فرقت تو ز دل امشب اضطراب نرفتستاره محو شد و چشم من به خواب نرفتخواندن شعر ‹
- ۱٬۸۴۲غزل شمارهٔ ۱۸۴۲غرور حسن به خط از دماغ یار نرفتز ترکتاز خزان زین چمن بهار نرفتخواندن شعر ‹
- ۱٬۸۴۳غزل شمارهٔ ۱۸۴۳به ابر اگر چه توان چشم آفتاب گرفتنمی توان دل بیدار را به خواب گرفتخواندن شعر ‹
- ۱٬۸۴۴غزل شمارهٔ ۱۸۴۴سحر که باد صبا از رخش نقاب گرفتدو دست صبح به روی خود آفتاب گرفتخواندن شعر ‹
- ۱٬۸۴۵غزل شمارهٔ ۱۸۴۵زمانه را گل روی تو در بهار گرفتبهشت را خط سبز تو در کنار گرفتخواندن شعر ‹
- ۱٬۸۴۶غزل شمارهٔ ۱۸۴۶ز روی گرم تو خورشید حشر نور گرفتقیامت از لب چون پسته تو شور گرفتخواندن شعر ‹
- ۱٬۸۴۷غزل شمارهٔ ۱۸۴۷خطش عنان تصرف ز دست خال گرفتبه خوش سیاه دلی ملک انتقال گرفتخواندن شعر ‹
- ۱٬۸۴۸غزل شمارهٔ ۱۸۴۸ز نوبهار جهان زینت تمام گرفتشکوفه روی زمین را به سیم خام گرفتخواندن شعر ‹
- ۱٬۸۴۹غزل شمارهٔ ۱۸۴۹دلم ز گریه مستانه هم صفا نگرفتفغان که آب شد آیینه و جلا نگرفتخواندن شعر ‹
- ۱٬۸۵۰غزل شمارهٔ ۱۸۵۰شب گذشته دل از زلف پر شکن می گفتغریب بود، ز حب الوطن سخن می گفتخواندن شعر ‹
- ۱٬۸۵۱غزل شمارهٔ ۱۸۵۱با زلف پر شکن دل نادیده کام ساختاز دانه مرغ ما به گرههای دام ساختخواندن شعر ‹
- ۱٬۸۵۲غزل شمارهٔ ۱۸۵۲آن روی لاله رنگ مرا در نقاب سوختدر پرده سحاب مرا آفتاب سوختخواندن شعر ‹
- ۱٬۸۵۳غزل شمارهٔ ۱۸۵۳سر جوش داغ بر دل ما نوبهار ریختدردی که ماند بر جگر لاله زار ریختخواندن شعر ‹
- ۱٬۸۵۴غزل شمارهٔ ۱۸۵۴باران چو انجم از فلک گریه تاک ریختابر بهار، رنگ قیامت به خاک ریختخواندن شعر ‹
- ۱٬۸۵۵غزل شمارهٔ ۱۸۵۵شد یوسف آنکه رشته حب الوطن گسیختآمد برون ز چاه، کسی کاین رسن گسیختخواندن شعر ‹
- ۱٬۸۵۶غزل شمارهٔ ۱۸۵۶دندان نماند و حرف طرازی همان بجاستبرچیده گشت مهره و بازی همان بجاستخواندن شعر ‹
