غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۴۱ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ز فرقت تو ز دل امشب اضطراب نرفت

ستاره محو شد و چشم من به خواب نرفت

۱

چگونه بی لب او عیش من شود شیرین؟

که از جدایی گل تلخی از گلاب نرفت

۲

همیشه در ته دل بود ازو شکایت من

ازین خرابه برون دود این کباب نرفت

۳

ستاره که درین خاکدان بلندی یافت؟

که چون شرر ز جهان با صد اضطراب نرفت

۴

که داد در سر خود جای، باد نخوت را؟

که دست خالی ازین بحر چون حباب نرفت

۵

چنین که من به دم تیغ می روم به شتاب

ز کوه، سی به دریا این شتاب نرفت

۶

نهشت گریه ما را به روی کار آید

چه ظلمها که ز آتش بر این کباب نرفت

۷

چها نمی کشم از وعده سبکسیرش

خوشا کسی که پی جلوه سراب نرفت

۸

خوشم به مشرب صائب که بهر رهن شراب

به سیر کوی خرابات بی کتاب نرفت

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نرفتقافیه: ـاب۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. نرفتنرفت
  2. شیریننرفت
  3. مننرفت
  4. یافتنرفت
  5. رانرفت
  6. شتابنرفت
  7. آیدنرفت
  8. سبکسیرشنرفت
  9. شرابنرفت

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.