غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۴۲ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

غرور حسن به خط از دماغ یار نرفت

ز ترکتاز خزان زین چمن بهار نرفت

۱

اگر چه کرد قیامت نسیم نومیدی

امید من ز سر راه انتظار نرفت

۲

ز خون فاخته دیوار بوستان غلطید

ز جای خویشتن آن سرو پایدار نرفت

۳

ز ترکتاز خزان باخت رنگ هستی را

گلی که در قدم باد نوبهار نرفت

۴

خوش است وصل که بی پرده جلوه گر گردد

به بوی پیرهن از چشم ما غبار نرفت

۵

ز خاکمال اجل داد جان به صد خواری

به زیر تیغ تو هر کس به اختیار نرفت

۶

فریب جلوه ساحل مخور چه نوسفران

که هیچ کشتی ازین بحر بر کنار نرفت

۷

کدام شاخ گل آم پیاده در بستان؟

که آخر از دم سرد خزان سوار نرفت

۸

رسیده ای به لب گور، کجروی بگذار

نگشته راست، به سوراخ هیچ مار نرفت

۹

اگر چه باد خزان رفت پاک گلشن را

ز آشیانه ما بوی نوبهار نرفت

۱۰

به یک دو هفته گل از شاخ اعتبار افتاد

خوشا کسی که به دنبال اعتبار نرفت

۱۱

به فکرهای پریشان گذشت ایامش

کسی که همچو تو صائب به فکر یار نرفت

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نرفتقافیه: ـار۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. نرفتنرفت
  2. نومیدینرفت
  3. غلطیدنرفت
  4. رانرفت
  5. گرددنرفت
  6. خوارینرفت
  7. نوسفراننرفت
  8. بستاننرفت
  9. بگذارنرفت
  10. رانرفت
  11. افتادنرفت
  12. ایامشنرفت

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.