آن روی لاله رنگ مرا در نقاب سوخت
در پرده سحاب مرا آفتاب سوخت
۱پروانه را نسوخت ز فانوس اگر چه شمع
رویش مرا به پرده شرم و حجاب سوخت
۲خاکستری است گریه آتش عنان من
در پرده های دیده من بس که خواب سوخت
۳شد زرد خط سبز ازان روی آتشین
چون سبزه ضعیف که در آفتاب سوخت
۴هر چند عاجزیم حذر کن ز اشک ما
کز گریه داغ بر دل آتش کباب سوخت
۵نگذاشت آب در جگرم آه آتشین
در برگ گل ز تندی آتش گلاب سوخت
۶چون زلف، راه عشق سیاهی کند ز دور
از بس نفس درین ره پر پیچ و تاب سوخت
۷فیضی نبردم از می گلرنگ نوبهار
چون لاله در پیاله من این شراب سوخت
۸سنگین فتاده خواب تو، ورنه فغان من
در چشم نرم مخمل بیدرد خواب سوخت
۹از مرحمت به مرهم کافور غوطه داد
صائب اگر کتان مرا ماهتاب سوخت
۱۰