بخش
غزلیات صائب
این بخش از «دیوان اشعار» صائب است و ۶٬۹۹۵ مورد منتشرشده دارد (غزل ۶٬۹۶۴، مثنوی ۳۱).
- مورد منتشرشده
- ۶٬۹۹۵
- صفحه
- ۴۳۸
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۱٬۵۶۹غزل شمارهٔ ۱۵۶۹پیش صاحب نظران درد و دوا هر دو یکی استچشم بیمار و لب روح فزا هر دو یکی استخواندن شعر ‹
- ۱٬۵۷۰غزل شمارهٔ ۱۵۷۰رتبه عشق و هوس پیش بتان هر دو یکی استخار خشک و مژه اشک فشان هر دو یکی استخواندن شعر ‹
- ۱٬۵۷۱غزل شمارهٔ ۱۵۷۱از شناسایی حق لاف زدن، نادانی استقسمت نقش ز نقاش، همین حیرانی استخواندن شعر ‹
- ۱٬۵۷۲غزل شمارهٔ ۱۵۷۲دست در دامن اندیشه زدن نادانی استساحلی دارد اگر بحر جهان حیرانی استخواندن شعر ‹
- ۱٬۵۷۳غزل شمارهٔ ۱۵۷۳عقل سدی است درین راه که برداشتنی استعشق خضری است که در مد نظر داشتنی استخواندن شعر ‹
- ۱٬۵۷۴غزل شمارهٔ ۱۵۷۴صبح میخانه نشینان کف دریای می استشفق باده کشان چهره حمرای می استخواندن شعر ‹
- ۱٬۵۷۵غزل شمارهٔ ۱۵۷۵سرو را سرکشی از بار ز بی پروایی استحاصل دست فشاندن به ثمر رعنایی استخواندن شعر ‹
- ۱٬۵۷۶غزل شمارهٔ ۱۵۷۶ساغر از غیر گرفتن گل بی پروایی استبه حریفان مزه دادن ثمر رسوایی استخواندن شعر ‹
- ۱٬۵۷۷غزل شمارهٔ ۱۵۷۷نقش روی تو در آیینه جان صورت بستآنچه می خواستم از غیب همان صورت بستخواندن شعر ‹
- ۱٬۵۷۸غزل شمارهٔ ۱۵۷۸ما نه آنیم که ما را به زبان باید جستیا ز هر بی سروپا نام و نشان باید جستخواندن شعر ‹
- ۱٬۵۷۹غزل شمارهٔ ۱۵۷۹غوطه در خون زند آن چشم که دیدن دانسترزق دندان شود آن لب که مکیدن دانستخواندن شعر ‹
- ۱٬۵۸۰غزل شمارهٔ ۱۵۸۰پاک شد دل چو به آن آینه سیما پیوستسیل ناصاف نماند چو به دریا پیوستخواندن شعر ‹
- ۱٬۵۸۱غزل شمارهٔ ۱۵۸۱عشق را با دل صد پاره من کاری هستدر دل غنچه من خرده اسراری هستخواندن شعر ‹
- ۱٬۵۸۲غزل شمارهٔ ۱۵۸۲می حرام است در آن بزم که هشیاری هستخواب تلخ است در آن خانه که بیماری هستخواندن شعر ‹
- ۱٬۵۸۳غزل شمارهٔ ۱۵۸۳خلوت آینه را طوطی غمازی هستهر کجا روی نهادیم سخنسازی هستخواندن شعر ‹
- ۱٬۵۸۴غزل شمارهٔ ۱۵۸۴به بهشتی نتوان رفت که رضوانی هستننهم پای در آن خانه که دربانی هستخواندن شعر ‹
