رتبه عشق و هوس پیش بتان هر دو یکی است
خار خشک و مژه اشک فشان هر دو یکی است
۱گل بی خار در آنجاست به خرمن، ورنه
تار گلدسته و آن موی میان هر دو یکی است
۲به نسیمی ز گلستان سفری می گردد
برگ عیش من و اوراق خزان هر دو یکی است
۳نشأه لطف دهد خشک و عتابی که تر است
سخن سخت تو و رطل گران هر دو یکی است
۴پیش آن کس که مرا سر به بیابان داده است
خرده جان من و ریگ روان هر دو یکی است
۵سری آن رشته به همتاب ندارد، ورنه
پیچ و تاب من و آن موی میان هر دو یکی است
۶از بصیرت خبری نیست تهی چشمان را
سنگ و گوهر به ترازوی جهان هر دو یکی است
۷چه ضرورت کنی راست به آتش خود را؟
پیش این کج نظران تیر و کمان هر دو یکی است
۸چه خیال است در آیینه مصور گردد؟
عکس رخسار تو و صورت جان هر دو یکی است
۹در خزان سرو چو ایام بهاران تازه است
دل چو آزاد شود سود و زیان هر دو یکی است
۱۰سخن ماست یکی گرچه دل ماست دو نیم
خامه یکدل ما را دو زبان هر دو یکی است
۱۱پیش سروی که به گل رفته مرا پا صائب
اشک خونین من و آب روان هر دو یکی است
۱۲