ساغر از غیر گرفتن گل بی پروایی است
به حریفان مزه دادن ثمر رسوایی است
۱صحبت همنفسان باد بهار طرب است
زردی چهره خورشید گل تنهایی است
۲به خط سبز نوشته است به مجموعه سرو
کآفت بی ثمری لازمه رعنایی است
۳هر سپهدار درین دشت سپاهی دارد
لشکر فیض به زیر علم تنهایی است
۴در زمینی که توان رو به قفا کرد سفر
به عصا راه بریدن اثر بینایی است
۵چه عجب صائب اگر داغ نسوزد بر سر
گل زدن بر سر دستار ز بی پروایی است
۶