غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۸۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

پاک شد دل چو به آن آینه سیما پیوست

سیل ناصاف نماند چو به دریا پیوست

۱

می کشد سلسله موج به دریا آخر

وقت دل خوش که به آن زلف چلیپا پیوست

۲

مادر از دامن فرزند نمی دارد دست

طعمه خاک شودهر که به دنیا پیوست

۳

سیل چون پهن شود، خرج زمین می گردد

جای رحم است بر آن دل که به صد جا پیوست

۴

هر که دارد نظر پاک، نماند به زمین

سوزن از دیده روشن به مسیحا پیوست

۵

دورگردست ز افسردگی خویش همان

گر به ظاهر کف بی مغز به دریا پیوست

۶

دست در دامن خورشید زند چون شبنم

هر که صائب به دل و دیده بینا پیوست

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: پیوستقافیه: ـا۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. پیوستپیوست
  2. آخرپیوست
  3. دستپیوست
  4. گرددپیوست
  5. زمینپیوست
  6. همانپیوست
  7. شبنمپیوست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.