بخش
غزلیات صائب
این بخش از «دیوان اشعار» صائب است و ۶٬۹۹۵ مورد منتشرشده دارد (غزل ۶٬۹۶۴، مثنوی ۳۱).
- مورد منتشرشده
- ۶٬۹۹۵
- صفحه
- ۴۳۸
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۲٬۵۷۷غزل شمارهٔ ۲۵۷۷کو نواسنجی که در مغز جهان شور افکند؟پنبه مغز از سر مینای ما دور افکندخواندن شعر ‹
- ۲٬۵۷۸غزل شمارهٔ ۲۵۷۸سایه بر هر کس که آن سرو خرامان افکندرعشه چون آب روانش بر رگ جان افکندخواندن شعر ‹
- ۲٬۵۷۹غزل شمارهٔ ۲۵۷۹گریه من آب در جوی سحر میافکندناله من شعله در جان اثر میافکندخواندن شعر ‹
- ۲٬۵۸۰غزل شمارهٔ ۲۵۸۰محو شد نور خرد تا شد مرا سودا بلندروزها کوتاه گردد چون شود شبها بلندخواندن شعر ‹
- ۲٬۵۸۱غزل شمارهٔ ۲۵۸۱آه افسوس از دل خونگرم ما گردد بلنداز شکست شیشه هر کس صدا گردد بلندخواندن شعر ‹
- ۲٬۵۸۲غزل شمارهٔ ۲۵۸۲برق ما نگذاشت دود از خار و خس گردد بلندپیش ما چون ناله اهل هوس گردد بلند؟خواندن شعر ‹
- ۲٬۵۸۳غزل شمارهٔ ۲۵۸۳خنده چون زان غنچه مستور میگردد بلنداز جگرگاه بدخشان شور میگردد بلندخواندن شعر ‹
- ۲٬۵۸۴غزل شمارهٔ ۲۵۸۴حرف آن زلف از دل دیوانه ما شد بلنداین شب کوتاه از افسانه ما شد بلندخواندن شعر ‹
- ۲٬۵۸۵غزل شمارهٔ ۲۵۸۵نور شمع طور کی گردد زهر محفل بلند؟کی شود این شعله جانسوز از هر دل بلند؟خواندن شعر ‹
- ۲٬۵۸۶غزل شمارهٔ ۲۵۸۶گوشه گیران در سخاوت بی نظیر عالمندچون دعا با دست خالی دستگیر عالمندخواندن شعر ‹
- ۲٬۵۸۷غزل شمارهٔ ۲۵۸۷هر کجا باشند رنگین فطرتان در گلشنندخوش خیالان با پری در زیر یک پیراهنندخواندن شعر ‹
- ۲٬۵۸۸غزل شمارهٔ ۲۵۸۸خام دستانی که پشت پا به دنیا میزننددر حقیقت دستِ رد بر زاد عقبی میزنندخواندن شعر ‹
- ۲٬۵۸۹غزل شمارهٔ ۲۵۸۹با کمند زلف، خوبان بر صف دل می زنندآه ازین دزدان که ره را با سلاسل می زنندخواندن شعر ‹
- ۲٬۵۹۰غزل شمارهٔ ۲۵۹۰هر که خود را بشکند در دیده هایش جا کنندهر که گردد حلقه، بر رویش در دل وا کنندخواندن شعر ‹
- ۲٬۵۹۱غزل شمارهٔ ۲۵۹۱با دهان تلخ، ناکامی که خرسندش کنندتلخکامان کام شیرین از شکر خندش کنندخواندن شعر ‹
- ۲٬۵۹۲غزل شمارهٔ ۲۵۹۲نقش پردازان میسر نیست تصویرش کنندساده لوح آنان که می خواهند تسخیرش کنندخواندن شعر ‹
