غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۸۸ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

خام دستانی که پشت پا به دنیا می‌زنند

در حقیقت دستِ رد بر زاد عقبی می‌زنند

۱

بندگی را می‌کنند از خطّ آزادی سجل

ساده‌لوحانی که حرف ترک دنیا می‌زنند

۲

زود خواهد طشتشان افتادن از بام زوال

مهر خود چون آفتاب آن‌ها که بالا می‌زنند

۳

چاره‌جویان را غم بیچارگان بار دل است

ناتوانان تکیه بر دوش مسیحا می‌زنند

۴

رهنوردانی که بردارند بار از دوش خلق

سینه چون کشتی به دریا بی‌محابا می‌زنند

۵

می‌کنند آماده اول در جگر جای خراش

دوربینان تیشه گر بر سنگ خارا می‌زنند

۶

یافتند از ذوق کار آن‌ها که مزد کار خویش

خنده‌ها بر اهتمامِ کارفرما می‌زنند

۷

در گداز انتظار روز محشر نیستند

دل‌خراشان سکه بر نقد خود اینجا می‌زنند

۸

خانه‌بر‌دوشان ز طوف کعبه برگردیده‌اند

خیمهٔ خود تا گرانباران به صحرا می‌زنند

۹

اهل وحدت را نباشد جنگ با خصم برون

از شکست خویشتن بر قلب اعدا می‌زنند

۱۰

عاشقان در عین وصل، از بی‌قراری‌های شوق

پیچ و تاب موج در آغوش دریا می‌زنند

۱۱

دردمندان صائب از پا گر برون آرند خار

غوطه در خونابهٔ دل نیزه بالا می‌زنند

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: می‌زنندقافیه: ـا۱۱ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. می‌زنندمی‌زنند
  2. سجلمی‌زنند
  3. زوالمی‌زنند
  4. استمی‌زنند
  5. خلقمی‌زنند
  6. خراشمی‌زنند
  7. خویشمی‌زنند
  8. نیستندمی‌زنند
  9. برگردیده‌اندمی‌زنند
  10. برونمی‌زنند
  11. شوقمی‌زنند
  12. خارمی‌زنند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.