آه افسوس از دل خونگرم ما گردد بلند
از شکست شیشه هر کس صدا گردد بلند
۱بوی خون می آید از فریاد دردآلود من
چون غباری کز زمین کربلا گردد بلند
۲گوی چوگان فنا شد از تهی مغزی حباب
زود می ریزد بنایی کز هوا گردد بلند
۳همت مردانه ما از دو عالم درگذشت
گرد این تیر سبکرو تا کجا گردد بلند
۴موجه بحر خطر گردد دعای جوشنش
پایه تختی که از دست دعا گردد بلند
۵اهل دولت زیردستان را فرامش می کنند
بر ندارد سایه خود چون هما گردد بلند
۶چنگ خاموشم ولی همدست اگر باشد مرا
ناله ای از هر سر مویم جدا گردد بلند
۷پیش راه حرص، پیری چوب نتواند گذاشت
بیشتر دست طمعکار از عصا گردد بلند
۸می فتد شور قیامت در میان بلبلان
ناله پرشور صائب هر کجا گردد بلند
۹