بخش
غزلیات صائب
این بخش از «دیوان اشعار» صائب است و ۶٬۹۹۵ مورد منتشرشده دارد (غزل ۶٬۹۶۴، مثنوی ۳۱).
- مورد منتشرشده
- ۶٬۹۹۵
- صفحه
- ۴۳۸
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۱٬۴۷۳غزل شمارهٔ ۱۴۷۳ای که قصدت ز سفر یار صداقت کیش استآه ازین راه درازی که ترا در پیش استخواندن شعر ‹
- ۱٬۴۷۴غزل شمارهٔ ۱۴۷۴نوبهار خط آن غنچه دهن در پیش استدل مجروح مرا سیر ختن در پیش استخواندن شعر ‹
- ۱٬۴۷۵غزل شمارهٔ ۱۴۷۵از دل خونشده ام چهره جانان داغ استاز کباب تر من آتش سوزان داغ استخواندن شعر ‹
- ۱٬۴۷۶غزل شمارهٔ ۱۴۷۶هر چه جز گوهر عشق است درین بحر کف استهر حیاتی که نه در عشق سرآید تلف استخواندن شعر ‹
- ۱٬۴۷۷غزل شمارهٔ ۱۴۷۷ناله سوخته جانان به اثر نزدیک استدست خورشید به دامان سحر نزدیک استخواندن شعر ‹
- ۱٬۴۷۸غزل شمارهٔ ۱۴۷۸عشق را از دل سودازده ما ننگ استاین پلنگی که با سایه خود در جنگ استخواندن شعر ‹
- ۱٬۴۷۹غزل شمارهٔ ۱۴۷۹در بهاران سر مرغی که به زیر بال استاز دم سرد خزان ایمن و فارغبال استخواندن شعر ‹
- ۱٬۴۸۰غزل شمارهٔ ۱۴۸۰سبزی نه فلک از چشم گهربار دل استآب این مزرعه از دیده بیدار دل استخواندن شعر ‹
- ۱٬۴۸۱غزل شمارهٔ ۱۴۸۱آنچنان بلبل من واله و حیران گل استکه شکاف قفسم چاک گریبان گل استخواندن شعر ‹
- ۱٬۴۸۲غزل شمارهٔ ۱۴۸۲پشت دست تو به از آینه روی گل استگرد دامان تو جان بخش تر از بوی گل استخواندن شعر ‹
- ۱٬۴۸۳غزل شمارهٔ ۱۴۸۳دل ز خال لب منظور گرفتن ستم استدانه را از دهن مور گرفتن ستم استخواندن شعر ‹
- ۱٬۴۸۴غزل شمارهٔ ۱۴۸۴بزم عالم ز دل خون شده ما گرم استمجلس عیش به یک شیشه صهبا گرم استخواندن شعر ‹
- ۱٬۴۸۵غزل شمارهٔ ۱۴۸۵برق خاشاک گنه، روزه تابستان استدود این آتش جانسوز به از ریحان استخواندن شعر ‹
- ۱٬۴۸۶غزل شمارهٔ ۱۴۸۶زنگ آیینه من صحبت بیدردان استنفس سوختگان مغز مرا ریحان استخواندن شعر ‹
- ۱٬۴۸۷غزل شمارهٔ ۱۴۸۷(جسم زاری است که با آه به هم پیچیده استگردبادی که درین بادیه سرگردان است)خواندن شعر ‹
- ۱٬۴۸۸غزل شمارهٔ ۱۴۸۸از گرانخوابی ما عمر سبک جولان استلنگر کشتی ما بال وپر طوفان استخواندن شعر ‹
